«آنها که ما نیستیم» خواننده خود را می سازد

فرین روحانیان / اپ ارت مان /روز پنجشنبه ۳۱ تیرماه ، نشست نقد و بررسی نوشته داستانی «آنها که ما نیستیم» اثر محمد حسینی با حضور منیرالدین بیروتی و علی شروقی در موسسه فرهنگی هنری آپ آرت مان برگزار شد.

در ابتدای این نشست زینب کاظم خواه، روزنامه نگار به عنوان گرداننده نشست به معرفی محمد حسینی و منتقدین برنامه پرداخت و از بیروتی خواست دیدگاه خود را درباره تعدد راوی ها در این کتاب که به زعم نویسنده آن، که همه آنها درواقع خود نویسنده هستند، بیان کند.

منیرالدین بیروتی با اشاره به شاکله رمان، گفت: رمان چهار ستون دارد؛ نویسنده، متن، خواننده و جهان و اصولا هر رمانی بر اساس یک تضاد شکل می گیرد در غیر این صورت داستانی نخواهیم داشت. حسینی با همان جمله اول تضاد را به جان مخاطب انداخته است. این من، من نویسنده است؟ من راوی است و یا من خواننده؟

بیروتی در ادامه افزود: به گمان من مسئله اصلی حسینی در این رمان، همین من است. دغدغه او در این رمان و اثار دیگرش هم کم و بیش در واقع هویت است. در اکثر روایت هایش یک مثلث وجود دارد. کار جالب او حذف طرح روایت است که من تا کنون در ایران ندیده ام. فگر می کنم حسینی در این رمان الگوی مثلث را به جای طرح روایت برگزیده و به کار گرفته است.
این منتقد سپس به تکرار نام ها در داستان های حسینی اشاره کرد و گفت: از این تکرار به جایی می رسد مثل زمانی که گناه تکرار می شود و تبدیل به مرض می شود و دیگر گناه نیست؛ انگار می خواهد نشان دهد تاریخ ما، تکرار الگویی است که ارائه می کند.

در ادامه نشست، علی شروقی با تاکید بر حذف طرح روایت در «آنها که ما نیستیم» گفت: اشاره خوبی به حذف طرح روایت شد. من نیز می خواهم به استراتژی روایت این رمان اشاره کنم.
شروقی ضمن اشاره به مقایسه ای از هوشنگ گلشیری درباره روایت داستان های تورات و قرآن، افزود: روایت کار حسینی مثل نحوه روایت داستان ها در قرآن است، قصه گو نیست بلکه ارجاعی است. به گفتمان رایج در داستان های امروز ما و نقض آنها می پردازد. اینجا در واقع نه خود قصه بلکه تکنیک روایت قصه، انگار ناممکن ساختن قصه گویی و روایت را نشان می دهد زیرا موقعیت این شخصیت ها ناشناخته است. چیزهایی که در این رمان نقض می شوند جالب است، مثل تئوری انتخاب که داستان، گویی بر روی آن پیش می رود اما در پایان این فرض نقض می شود.

این منتقد و نویسنده ضمن تاکید بر نحوه روایت، ادامه داد: هیچی را روایت نکردن، در واقع به بحرانی می پردازد که بحران داستان های فارسی است. رمان در معنی کلی در تضاد با لکنت است؛ اما این رمان به امکان پذیر نبودن روایت پرداخته و این شیوه را فرم کار خود کرده است. در واقع به نظر من رمان در جاهایی که به این استراتژی پایبند است، خوب است اما آنجا که شخصیت ها از تاریخ خود صحبت می کنند شکل رمان تغییر می کند.

علی شروقی یکی دیگر از نکات قابل اعتنای «آنها که ما نیستیم» را زبان آن دانست و گفت: روی زبان این رمان کار شده است و این نکته قوت کار است.

در ادامه بیروتی با اشاره به موضوع تضاد در شکل گیری رمان، اظهار گرد: شخصیت های رمان حسینی همه معیوب هستند و با تاریخ در تضادند و همانطور که گفتم تضاد رمان را می سازد وقتی شخصیت تاریخ را قبول ندارد و جامعه را قبول ندارد، نمی تواند به زبان جامعه صحبت کند و حسینی به خوبی زبان مختص به خود را ایجاد می کند تا نقض غرض نشود. البته در برخی فصل ها از این زبان و نثر فاصله می گیرد و به زبان معاصر می رسد.

او در ادامه افزود: این رمان را با تصور یک رمان کلاسیک و حتی مدرن نمی توان خواند. رمان سخت خوانی است و فکر می کنم به دلیل همان زبان تضادی است که برگزیده شده است. شخصیت در این رمان فرم است و متانسب با فرم زبان حاکم بر رمان است. من اسم این رمان را رمان نو می گذارم. حسینی اسیر توقع خواننده نمی شود و ریسک می کند و وارد راهی می شود که کسی تاکنون نرفته است و در جامعه ما آغازگران یا سرکوب می شوند و یا شکست می خورند ولی اینکه حسینی کار خودش را می کند نشان می دهد در واقع نویسنده واقعی است اما خب اثر او خواننده عام ندارد. این رمان از نظر تکنیک و فرم و حتی نثر بالاتر از «آبی تر از گناه» است. با این کار دارد برای خودش خواننده را می سازد.

در ادامه این نشست علی شروقی نیز به بحث مخاطب پرداخت و گفت: نویسنده کارش این نیست که فکر کند ببیند مخاطب چه می خواهد. نویسنده اثرش را می نویسد و صبر می کند تا مخاطبش پیدا شود. اتفاقا تجربه نشان داده آثاری که در همان زمان مخاطب زیادی دارند خیلی در تاریخ ماندگار نمی شوند در نتیجه این موضوع خیلی معیار نیست و البته از آن طرف هم پذیرفته نیست که ما مخصوصا چیزی بنویسیم که مخاطب متوجه آن نشود یا نتواند آن را بخواند.

بیروتی در جمع بندی سخنانش گفت: در این نوع داستان، فرم خیلی لب مرز است و اگر نویسنده از آن فاصله بگیرد و به سمت طرح چیستان برود، فرم را زیر سوال می برد. البته نکته مثبت دیگر اثر حسینی که دست کم من تاکنون در جای دیگری نخوانده ام این است که در «آنها که ما نیستیم» دیگران راوی را بازی می دهند و درباره راوی نظر می دهند.

شروقی نیز درباره مشارکت مخاطب در این کتاب گفت: تفاوتی که این کتاب در مشارکت خواننده در اثر دارد این است که عامدانه در این اثر اصلا اطلاعاتی وجود ندارد که مخاطب بخواهد آن را کامل کند.
در ادامه نشست پرسش و پاسخ با حضور نویسنده اثر برگزار شد.

آنها که ما نیستیم به زعم نویسنده آن روایت آدم‌های هزار پاره ای است از ایران امروز. بنابراین هر آدم دیگری نیز حق دارد نظرش را درباره این روایت و برداشت و نگاه آن به انسان بگوید.

محمد حسینی متولد دوم اسفند ۱۳۵۰ تهران است. در کارنامه ادبی اش ویراستاری، روزنامه نگاری و برگزاری جلسات متعدد ادبی دیده می شود. رمان “آبی تر از گناه” محمد حسینی جایزه ادبی گلشیری و جایزه مهرگان ادب (پکا) برای بهترین رمان سال ۱۳۸۳ را از آن خود کرد. محمد حسینی از سال ۱۳۷۸ از ویراستاران و کارشناسان کتاب نشر ققنوس است و از سال ۱۳۸۷ مدیریت تحریریه و دبیری بخش داستان نشر ثالث را بر عهده دارد.

دیدگاهتان را بنویسید