انصاریان: دیوار میان نویسندگان کودکان و آموزش‌وپرورش برداشته شود

UAM Poster 01
UAM Poster 01

بیلی گفت من می‌خواستم کتابی برای من بنویسی، نه کتابی درباره من.

پدرش، آلن میلن طنزپرداز موفقی بود که وقتی از جنگ برگشت دیگر نتوانست شهر و شلوغی و خنداندن مردم را تحمل کند. می‌خواست کتابی بنویسد که دیگر جنگی اتفاق نیفتد. عروسک‌ها و جنگل و تنهایی با پسرش کریستوفررابین یا همان بیلی‌مون الهام‌بخش قصه‌ای شدند که امروز تقریبا همه مردم دنیا اگر هم آن را نخوانده باشند، اسمش را می‌دانند: وینی خرسه. قصه‌ای که می‌خواست مردم را به صلح دعوت کند، قصه‌ای خواندنی برای بچه‌ها که شخصیت آن بیلی‌مون بود، بدون اینکه بداند.

موسسه آپ ارت مان به مناسبت روز ملی ادبیات کودک برنامه نمایش فیلم و جلسه گفتگویی برای علاقه‌مندان ادبیات کودک برگزار کرد. در این نشست معصومه انصاریان، نویسنده، پژوهشگر و مترجم ادبیات کودک درباره فیلم خداحافظ کریستوفر رابین که درباره رابطه خالق و نویسنده شخصیت وینی خرسه با پسرش کریستوفررابین است با حاضران گفتگو کرد. انصاریان درباره کودکی بیلی و همه کودکانی که نادیده گرفته می‌شوند و جایشان در آثار ادبی و برنامه‌ریزی‌هایی فرهنگی خالی است گفت.

به گفته او: بیلی از سوی خانواده اش نادیده گرفته شد و کودکی‌اش در سایه نوشتن و شکل گرفتن کتاب قرار گرفت. کتابی که همه چیز نویسنده بوده ولی در عین اینکه کار درخشانی از آب درآمد این هشدار را می‌دهد که  در پس چنین کاری نویسنده همه چیزش را می‌گذارد. بچه‌هایی در سن بیلی خودشان را مرکز عالم می‌دانند و اما فقط پرستار به بیلی توجه می‌کرد همین خلاء در بزرگسالی هم او را رها نکرد. او همیشه تنهاست. او دوست و همبازی و همکلاسی ندارد.

انصاریان می‌گوید پایان فیلم و بهبود رابطه بیلی و پدرش باورپذیر نیست اما با این وجود نگاه مثبتی نسبت به پدر دارد: نویسنده‌ها نیاز به وقت زیادی دارند. وقتی کسی می‌خواهد پرچم مخالفت با جنگ را بلند کند آدم ارزشمندی است. اثر او یکی از محبوبترین آثار ادبیات کودک است و آنقدر تاثیرگذار است که خود نویسنده می‌گوید دیگر نمی‌توانم این اثر را از جامعه بیرون بکشم. طبیعی است چنین کاری قربانی بدهد. شاید اگر دوره دوم و توجه رسانه‌ها و دور شدن بیلی از بازی و کودکی اتفاق نمی‌افتاد بیلی راحت‌تر با کتاب کنار می‌آمد. رسانه‌ها و جامعه سرمایه‌داری ورود می‌کنند و نمی‌گذارند بیلی از شاهکاری که خودش هم در آن نقش داشته لذت ببرد و به خود ببالد. همه چیز تحت تاثیر پول است همانطور که ادبیات ما هم تحت تاثیر زیاده خواهی ناشرانی که از گرد راه رسیده‌اند و فقط می‌خواهند جیبشان را پر کنند دارد لطمه می‌خورد. سودآوری است که به این کتاب آسیب‌زده است.

در ادامه یکی از حاضران از انصاریان درباره تفاوت نوشتن برای کودکان و درباره‌شان پرسید. انصاریان گفت: وقتی ما برای کودک می‌نویسیم به کودک هم فکر می‌کنیم و محور همه کارهای ما کودک است ولی وقتی درباره کودک می‌نویسیم کودک برایمان ابزار است. از نگاه او آموزش و پرورش کودک محور نیست و کودکان در آن غایب اند: همه کودکان تابع برنامه‌هایی هستند که برایشان تدارک دیده شده است و آن اتفاقی که برای بیلی افتاد برای خیلی از بچه‌ها هم می‌افتد.

انصاریان در انتها در پاسخ به سوال دیگری درباره یکی از یک خلاء‌های بزرگ در ادبیات کودک ایران گفت که  ارتباط نویسندگان با مخاطب است: در همه دنیا این ارتباط خیلی متداول و تعریف شده است اما در ایران بین آموزش و پرورش و نویسندگان دیوار است و این راه باید برای ارتباط نویسنده و کودکان باز شود.

پاسخ دهید