photo_2017-07-13_18-34-41

گزارش نشست دو مستند از یاسرخیر با حضور پرویز کلانتری

روز چهارشنبه ۱۰ خردادماه ،در ساعت ۱۸ نمایش دو فیلم مستند«سه چنگ خاک» و «زمستان ،عشق وسایرقوانین» ساخته یاسرخیر در سینما تک آپ آرتمان به نمایش درآمد. همچنین نشست نقد و بررسی با حضور کارگردان و پیروزکلانتری برگزار شد.

مستند« سه چنگ خاک » روایت موازی تولد و مرگ در دو خانواده بلوچ ، دردو روستای بلوچستان که یکی ازخانواده‌ها تولد نوزاد دخترش را جشن گرفته و خانواده دیگرعذادار از دست دادن پسرجوانش است. اما درمستند « زمستان، عشق و سایرقوانین» صنایع چوب و کاغذ درحال بهره‌برداری از درختان جنگل‌ شمال است، بنابراین تمامی دامداران مجاز یا غیر مجاز هرچه زودتر می‌بایست جنگل را ترک کنند که در قبال این تنها به دامداران مجاز؛ زمین یا وجه نقد و یا امکان اشتغال داده خواهد شد. در این میان سبزعلی عباسی دامدار هفتادو‌یک ساله، قبل از ترک جنگل سعی دارد تا دامداری مجاز خود را به همگان اثبات کند.

در ادامه فرازهایی از صحبتهای یاسرخیر و پرویز کلانتری را بخوانید:

یاسرخیر:
· فیلم «سه چنگ خاک» درسال ۹۲ دربلوچستان و سال بعد فیلم « زمستان ، عشق و سایرقوانین» ساخته شد. دلایل مختلفی برای ساخت این دو فیلم وجود دارد. نخستین دلیل مهم آن آشنایی با دو دوست بهروزبادروج و حسن شعبانکاره بود که دوستی ما از ساخت فیلم «سه چنگ خاک » شروع شد.

· مستند سینمایی و تلویزیونی که بخشی از آن برای امرارمعاش و بخش دیگر آن سفارشی بوده خیلی ساختم. این فیلم دردهه‌های بحرانی ۳۰ سالگی که پشت سر می‌گذاشتم شکل گرفت. سوالی که برایم دراین رفت و برگشت و مسئله‌ی زندگی و مرگ برایم مطرح شده بود ، پاسخ آن را در این فیلم پیدا کردم. فکرمی‌کردم اگر تولد و مرگ مسئله‌ی من بشود و بتوانم این موضوع را در شرق بسازم ممکن است فکرکنند من آلبرکامو خوانده‌ام و فکرکردم بروم در یک فضای بدوی که به اجداد ما نزدیک‌تر باشد فیلم بسازم و به این فکرمی‌کردم که چگونه نگاه بلوچی‌ها به این ختم شد.

· قبل از فیلم «سه چنگ خاک» ذهنیتی که به دام بیگانه یا تروریستی بیوفتم یا اینکه بخواهم شیوه‌ای را از پیش تعیین کنم نداشتم. در طول ساخت فیلم، ساختار کار با گروه شکل گرفت. شما نباید احساس کنید که به دام مشکلات عجیب و غریب می افتید چون مسئله‌ای دارید که می‌خواهید آن را کشف کنید . من برای ساخت این فیلم خود را در محیط رها کردم و توانستم اینها را کشف کنم .

· درفیلم مستند بحث اینکه فیلم خوب است یا بد مطرح نیست چون از قبل طراحی آن چیزی که می‌خواهی بسازی را نداری. همه در ساخت فیلم شریک هستند و با ایده جمعی شکل گرفته است. این نیست که اگر فیلم بد ساخته شد بگویید کارگردان سستی و کوتاهی کرده است. خیلی دوستدارم با گروه فرهیخته‌ای کارکنم نه فقط برای اینکه خود آن کار زیبا می‌شود بلکه تاثیری که از پشت صحنه و جلوی دوربین برای خود می‌گذاری بسیارعجیب وغریب است.

· پژوهش فیلمبرداری سه چنگ خاک ، سه ماه طول کشید. خیلی تصاویر و سکانس‌های خوبی داشتیم و درنهایت به این رسیدیم که بلوچ‌ها آدم های بسته‌ای هستند.

· اگرسوالی برایم پیش می‌آمد پاسخ آن را فقط با فیلم به دست نیاوردم بلکه درهمه‌ی بخش‌های زندگی‌ام به دنبال آن بودم و در نهایت به آن چیزی رسیدم که در فیلم هست و آن این است که خود زندگی را باید بشناسید. مردم بلوچ خیلی خیام وار زندگی می‌کنند. ارزش زندگی برای مردم بلوچ سینه به سینه بوده و قدر و ارزش زندگی را می‌دانند و مرگ برایشان اصلا هراس نیست .

· فضای مردسالارانه‌ای که در فیلم «سه چنگ خاک» وجود دارد این است که وقتی بیشتر درفضای مردسالارانه قرار می‌گیری باعث می‌شود که طرف زن ها باشید. خیلی دوستدارم همرنگ محیط شوم و از درون آنها را نگاه کنم. خیلی از کسانی که این فیلم را می‌دیدند فکر می‌کردند کسی که این فیلم را ساخته از قوم بلوچ است. اتفاقا در شهر و محیط‌های دیگر بهتر می‌توانی فیلم بسازی ولی وقتی در محیط خودت باشی چون با همه چیز آنجا آشنا هستی ، نسبت به همه چیز واکسینه می‌شوی و هیچ چیزی روی تو تاثیر نمی‌گذارد و روی آن هیچ مکاشفه‌ای نداری.

· فکرمی‌کنم فیلم« سه چنگ خاک» بیشترین مخاطب را داشت. فیلم «زمستان، عشق و سایرقوانین» را در سال ۹۳ خیلی فشرده ساختم.

· فیلم «زمستان ، عشق و سایرقوانین» در جشنواره سینماحقیقت و جشنواره بین المللی فیلم وارش به نمایش درآمد.

· در تیتراژ فیلم «سه چنگ خاک»، در بلوچستان زندگی می‌کردم و درایلام تدوین کردم. مونتاژ فیلم «زمستان ،عشق و سایر قوانین » را درکنارعلی دنیوی ساروی در ساری مونتاژ کردم.

· ساخته شدن این دو فیلم خیلی ناخودآگاه بود وتلاشی برای متفاوت نشان دادن آن نکردم. طبیعتا در بلوچستان نمی‌توانستم فیلم زمستان، عشقو قوانین را در این فرم ببینم. این فیلم به دلیل اوج بی‌قانونی‌ها و تحریم‌های کشورم ساخته شد. درابتدا این‌ها دلایل ساخته شدن فیلم‌های من هستند. آن زمان کاردرستی انجام ندادم که این فیلم را ساختم و عکس‌العمل من بیشتردرمحیطی بود که زندگی می‌کنم.

پیروز کلانتری:
· فیلم «سه چنگ خاک» خیلی متفاوت با فیلم « زمستان، عشق و سایر قوانین» است. به نوعی فیلم دوم ، فیلم مستقل‌تری است و مشاهده‌گری درون آن وجود دارد. فیلم اول اساسا یک ذهنیت از مسئله‌ی زندگی و مرگ است که آن را در بلوچستان سازمان می‌دهد حالا نه اینکه کارگردان دخالت برمبنای داستان پردازی یا درام سازی دارد. در فیلم‌های مستند کمترازاین کارها ساخته می‌شود که شما ایده‌ای را در واقعیت اجرا کنید.

· در اینجا دو مسئله وجود دارد که خیلی آن را قبول دارم فکرمی‌کنم وقتی کارگران به ایده می‌خواهم فیلم بسازم، می‌رسد ازهیچ کتابی نباید استفاده کند حتی درهنرمند خودآگاهی متوسط به بالا هم مضراست ولی در جریان کار فکرمی‌کنم خیلی مهم است که شخص خود را به یک دست و مکاشفه بسپارد چون اساسا بخش عمده این جذابیت از سینمای مستند مکاشفه است.

· اتفاق مهمی که در این فیلم برای کارگردان می‌افتد. اتفاقی است که در دوره ی ۳۰سالگی در ذهن او افتاده است. به نظرم بلوچستان با قیاس با شهر یا استان‌های دیگر مانند کردستان و ترکمن صحرا و … خاص است. زندگی در بلوچستان ، زندگی خیلی تعریف شده در جهانی است که به ظاهرخیلی جهان کوچک و بسته‌ای است. شاید به ظاهر به نظر برسد یک سازو کار و گردش بین انسان ، طبیعت و اساسا مسئله ی مرگ و زندگی وجود دارد. اساسا زندگی دوران روشنگری در رابطه با غلبه‌ای که انسان پیدا کرده است و همه چیز را به یک نوعی به کار می‌گیرد درواقع کمی این فاصله‌ها به وجود آمده است. مرگ مسئله‌ای است که باید به آن غلبه کرد و جاودانگی بدست آورد.در صورتی که در بلوچستان علی‌رغم آن که به نظر می‌رسد جهان کوچک است اما جهان بسته و شاید ناآگاهی است درواقع یک خودآگاهی است. مرگ و زندگی در کنارهم وجود دارد و این چرخه به نظرم خیلی مهم است. ساخت این فیلم در بلوچستان باید خیلی جذاب بوده باشد.

· چیزی که در مناسبات قوم بلوچ جالب است مسئله‌ی مردسالاری است که نگاه تازه یک دوران است و نمی‌خواهم بگویم در روابط آن قبیله و اقلیم تفاوت وجود ندارد. به نظرم اگر وارد روابط خوب و بد و با مسئله‌ی مردسالانه مواجه شویم اصلا نمی‌توانیم بفهمیم این واقعیت چه چیزی است. فهمیدن واقعیت از بیرون خیلی مشکل است و باید در آنجا زندگی کنید و آن را بشناسید.

· بیش ازاین که ماجرای دعوا و آن صحنه‌های ارتباط این با مجموعه کسانی که با آن درگیر بودند من را جذب کند اتفاقا کمی یلی شدن و بازی‌گوشی را در خود بازی‌ای که او با همه و فیلمساز و دوربین راه می‌اندازد برای من جذاب بود.

· موقعیت فیلم «عشق و سایر قوانین» شباهت به فیلم «گفت‌وگو در مه» محمدرضا مقدسیان دارد. به نظرم آن رندی که در این رابطه وجود داشت باید درمی‌آمد یعنی اینکه دوربین راحت باشد و بگذارد طرف هرکاری که می خواهد انجام دهد.

· یاسرخیر به عنوان فیلمساز سینمای مستند بسیار حرفه ای است ، به این معنا فیلم‌هایی که می‌سازد با هم متفاوت است ولی درواقع به این معنا نیست که از این شاخه به آن شاخه می‌پرد. او می‌خواهد در رابطه با زندگی‌های مختلف چیزهای مختلف به دست آورد که به آن مکاشفه و جستجو می‌گویند. او شاید به دنبال یک سوال کلی است که درهرکسی وجود دارد و در فضاها و رابطه‌ها و شخصیت‌های متفاوتی این‌ها را جستجو می‌کند.

پاسخ دهید