photo_2017-07-12_14-27-21

گزارش نشست سه فیلم کوتاه از محمداسماعیلی

عصر چهارشنبه ۱۴ تیرماه ، نمایش سه فیلم کوتاه نیوزیف ، ارتش پنهان ، عملیات ۷۴۷ به کارگردانی محمد اسماعیلی در سینما تک آپ آرت مان به نمایش در آمد و سپس جلسه نقد و بررسی آن در موسسه فرهنگی و هنری برگزار شد.

در ادامه فرازهایی از صحبتهای محمد اسماعیلی را بخوانید:

محمد اسماعیلی:
· مدت‌ها فیلم های نیوزیف ، ارتش پنهان و عملیات ۷۴۷ را باهم ندیده بودم و برایم کمی هیجان انگیز بود. این سه فیلم دسترنج شش سال زندگی من است. نخستین فیلمی که در سال ۹۱ ساختم نیوزیف بود و سعی کردم هر دوسال یکبار یک فیلم کوتاه بسازم و امیدوارم از ساخت فیلم‌های کوتاه به فیلم بلند برسم. قطعا وقتی این فیلم‌ها را با هم نگاه می‌کنیم در آن واحد به این فکر می‌کنیم که چه اتفاقی افتاده که به چنین موضوعاتی فکر کردم. هرکدام از این فیلم‌ها در زمان ، موقعیت وهمچنین در شرایط تولیدی خود انتخاب شده است ، اینطور نبود از قبل این فیلم‌ها را برنامه ریزی کرده باشم حتی نکته‌هایی از خودم در این سه فیلم هست.
· اگر باردیگرفیلم‌های نیوزیف ، ارتش پنهان وعملیات ۷۴۷ را نگاه کنید می‌بینید این فیلم‌ها مسیری را طی می‌کنند تا به سمت داستان برسند. نخستین فیلم «نیوزیف» ، انتزاعی‌تراست اما قصه دارد. فیلم «ارتش پنهان »که فیلم دوم من محسوب می‌شود مابین این دو فیلم است و فیلم سوم «عملیات ۷۴۷» خیلی خوب قصه می‌گوید. این موضوع از طرفی خوب و از طرفی بد است. اگر بخواهم در سینمای امروز فیلمساز متفاوتی بشوم که قصه یا داستان می‌گوید و بخواهم آن مسیر را ادامه دهم این مسیرمنطقی جلوه می‌دهد. فیلم نیوزیف یکجورهایی برعکس است و مسیر منفی دارد. فیلم عملیات ۷۴۷ ، کار خیلی سختی بود و علی‌رغم اینکه کاراکتر داشت قصه هم باید روایت می‌شد و زمان بیشتری از دو فیلم قبلی دارد. همه نگرانی من قصه‌ی مبهم و پیچیده‌ای بود که در دو فیلم قبلی سعی کردم از کاراکتر اصلی فرم و تک پرسوناژ بودن را سلب کنم تا آن را روایت کند. کمی سختی کار برایم این بود که حالا می‌خواهم قصه بگویم ولی همان فضا‌ها را داشته باشد. چیزی که برایم خیلی ارزش داشت این بود که خیلی‌هایی که من را نمی‌شناختند ، در مسیر فیلمنامه با فیلم ارتباط برقرار‌کردند و قصه‌ی فیلم را متوجه شدند. درعین حال که سعی کردم قصه بگویم ؛ تلاش می‌کردم ضد قصه هم عمل کنم و فضای ذهنی این کاراکتر را به نوعی در فضای این فیلم لحاظ کنم و بگذرم.


· دست بر قضا، زندگی یا زیست من طوری بوده که سفارشی برای ساخت فیلم به من داده نشده است اما حمایت ارگان های دولتی بوده است . قصه فیلم ارتش پنهان و عملیات ۷۴۷ را در دست داشتم و اینطور نبود که به من بگویند این قصه را بساز. به همین دلیل انتزاعی بودن درون فیلم و در مرحله‌ی ایده وجود دارد . این دو فیلم را به عنوان فیلم سفارشی نمی‌بینم. خوشبختانه قصه طوری پرداخت و ساخته شده است که درهر دو فیلم هیچ اعمال نظری نکردم ، فیلم همانی است که ساخته شده است. فیلمنامه دغدغه ی شخصی من بوده و کمی هم انتزاع درون آن وجود داشته است.
· درحیطه‌ی عکاسی خیلی کار سفارشی انجام دادم و تمام رزومه عکاسی من سفارشی است اما این واژه ی سفارشی را نمی‌شود درون فیلم من ابلاغ کرد البته شاید فیلم بعدی من سفارشی باشد.

· در مورد نگاه عکاسانه بگویم که عقبه‌ی ذهنی من با سینما است و من ذهنی تصویرساز دارم. عکاسی فقط برای من پله‌ی ثبت تصاویر بوده است. کماکان اینکه در این چندسال اخیر خیلی فعالیت عکاسانه نداشتم و معدود پروژه‌هایی در حوزه عکاسی انجام دادم و بیشتر تمایل من به فیلمسازی بوده است. اگرعکاسی نمی‌کردم ، در آرشیو ذهنی فضای بصری یا کادر بندی از تصاویر در فیلم ها را در ذهن داشتم.
· نکته‌ای که در اینجا وجود دارد این است که فکر می‌کنم این فیلمنامه است که می‌گوید فیلم چگونه ساخته شود. این سه فیلم کوتاهی که ساختم ایجاب می کرد که کات داشته باشد به دلیل اینکه موضوع ذهنی، دارد اتفاق می‌افتد. فیلم‌های نیوزیف، ارتش پنهان ، عملیات ۷۴۷ به نوعی در واقعیت و خیال با هم دیگر ترکیب می‌شوند. نکته ی بعدی این است که این فیلم‌ها، تک پرسوناژبه نوعی POV هستند یعنی یک جاهایی دوربین به بازیگر نزدیک می‌شود و به ذهن آنها می‌رود و بر می‌گردد. اتفاقا در جاهایی که دوربین به بازیگرخیلی نزدیک می‌شود بخصوص در فیلم ارتش پنهان، آنجا بیرونی‌ترین اتفاق قضیه است که دوربین عقب می‌رود و لانگ شات می‌شود این اتفاقی است که در فیلمنامه بوده است.
· تلاش من برای ساخت این سه فیلم این بوده است که برپایه ی فیلمنامه ،دکوپاژ آن را انجام دهم. در کارگردانی باید فرم و محتوا در هم تنیده باشد که چیزی از فیلم بیرون نزند. تلاش من به همراه این فیلم‌ها بود و اینکه چقدراین فیلم‌ها موفق بوده دیگر تصمیم با مخاطب است.
· کاراکتر ، فیلم عملیات ۷۴۷ شهید کاظمی است. این همان بیسیم معروفی است که درآزادسازی خرمشهر از آن استفاده کردند. داستان فیلم ما ایده‌ی انسانی دارد و می تواند جهانی باشد. درهر گوشه‌ای از دنیا که جنگ اتفاق می‌افتد و آدم‌هایی که در این جنگ حضور و رو به اهتزاز هستند در لحظه ی پایانی عمر خاطرات خود را مرور می کنند ؛ دقیقا قصه ی ما هم همینطور است. ما در این فیلم می‌خواستیم یک نقطه‌ی زمانی و مکانی به آن وصل کنیم که هویت ایرانی پیدا کند ، چه چیزی بهتراز اتفاق خرمشهر که آنقدر اتفاق عجیبی بوده است. آزاد سازی خرمشهرکه فارغ از مسائل مذهبی و ایدئولوژی است کاملا موضوع انسانی و خاک است. هرموقع به این موضوع فکر می کنم احساس می کنم که یک جایی باید این دین را به این آدم ها بدهیم.
· نکته‌ای که در مورد فیلم عملیات ۷۴۷ وجود دارد این است که تمام تلاش من و گروه فیلمسازی این بود که قصه‌ای تعریف کنیم که پایان داشته باشد. این قصه خیلی قصه ی پیچیده‌ای است. فیلمنامه خیلی سختی بود که فقط ما این قصه را تعریف کنیم . یکسری ازابهامات سینمای ایران از ناتوانی فیلمنامه است. اینکه من بخواهم قصه‌ی پیچیده تعریف کنم ولی درعین پیچیدگی پایان قصه مشخص شود ، این برای ما اولویت بوده است. تمام تلاش ما این بود که این قصه‌ی پیچیده را به یک نقطه ای برسانیم که آدم ها متوجه شوند. نقطه‌ی پایانی خیلی برای ما مهم بود که اینطور پیش برود. اگر فیلم در آنجا که مدیر ساختمان می‌آید و دست روی شانه ی احمدعباسی کاراکتر ما می‌گذارد تمام می‌شد ، فیلم به کلاف سرگردانی تبدیل می‌شد که هرکس برداشتی از پایان بندی می‌کرد و این برای این فیلم یعنی غلط . ذات سینمای مدرن در این فیلم که همراه با قصه است دیگر وجود ندارد که بگویم حالا من پایان این فیلم را باز گذاشتم.
· در پایان ما باید روزنامه را ببینیم که تمام اتفاق‌های واقعی و غیر واقعی را بتوانیم از هم تفکیک کنیم. وقتی فیلمنامه می‌نوشتیم دقیقا روزنامه سمبل قصه ما بود. این آدم که دائم در رویا و خاطرات است و با بیسیم حتی تلفنی صحبت می کند، تلفنی که برای او قطع شده است ، این یک سمبل دارد و سمبل آن روزنامه است ؛ متن روزنامه اصلا مهم نیست. وقتی روزنامه نباشد همه‌ی این اتفاقات خیال می‌شود ولی وقتی به روزنامه می‌رسد می‌توانی اتفاق‌ها را از هم تفکیک کنید .
· عملیات ۷۴۷ واقعا وجود نداشته است. عدد ۷۴۷ ساعت از خواب بیدار شدن مجید(سیامک احصایی)است همان ساعت ۷:۴۷ دقیقه را نشان می‌دهد. این عدد مفهوم زمانی است که آن رویا را می‌بینید و از خواب بیدار می‌شود.
· فیلم عملیات ۷۴۷ نخستین فیلم داستانی من است و کارکردن با بازیگر برایم خیلی اتفاق عجیبی بود. در اینجا دو نکته وجود دارد که اینها را از هم تفکیک می کنم . نخست اینکه کارگردان در دکوپاژ و زوایای دوربین به بازی کمک می‌کند و دیگری بازیگر که جلوی دوربین قرار است حس بگیرد و بازی کند. تمام تلاشم این بود که بازی گرفتن از بازیگر توسط دکوپاژ، تدوین و میزانسن و کارکردن با بازیگری که توانایی این را داشته باشد که جلوی دوربین حسی را که در فیلمنامه هست را منتقل کند را با هم تجربه کنم. در پروژه‌های بعدی درانتخاب فیلمنامه یا بازیگرسعی می‌کنم کمی اجازه دهم که بازیگر بازی کند تا اینکه میزانسن ، تدوین و دوربین بخواهند از بازیگر بازی بگیرند. فکر می کنم که در فیلم بعدی اجازه دهم بازیگر بیشتر خودش را نشان دهد.

پاسخ دهید