گزارش نشست مستند«در جستجوی شهرزاد» ساخته صفی یزدانیان/ با حضور حمید رضا صدر

در جستجوی شهرزاد مستندی است درباره تاریخچه تبلیغات تلوزیونی در ایران…

نخستین نمایش رسمی مستند(در جستجوی شهرزاد)بعد از ۱۳ سال در ایران عصر چهارشنبه ۲۶ آبان در موسسه فرهنگی آپ آرت مان با حضور حمیدرضا صدر تهیه کننده این مستند و صفی یزدانیان کارگردان برگزار شد

 

فرازهایی از گفته‌های شرکت کنندگان این جلسه را در زیر بخوانید

 

 

صفی یزدانیان :

 

  • فیلم «در جستجوی شهرزاد» در مورد تاریخچه آگهی های تبلیغاتی نیست درواقع داستان بعد از انقلاب و ناپدید شدن شهرزاد است.  فکر نمی کنم تبلیغات ماهیتا تفاوتی با این فیلمی که ما در سال ۸۲ ساختیم داشته باشد.من از لحاظ حرفه ای چندسال کار تبلیغاتی انجام می دادم. ما در دهه ی ۸۰ نظری  به عنوان سانسور داشتیم و می گفتند ما در تبلیغات از زن استفاده ابزاری می کنیم . مسئله این است ،خود سانسور آن را به طرف استفاده ابزاری می کشاند.  این ایده ازجایی شکل گرفت که سیستمی به ما می گوید از زن استفاده ابزاری نکنیم . در همان سال ها من ۳ ایده به حمیدرضا صدر دادم که یکی از آنها «در جستجوی شهرزاد » بود.

 

  • چند مستند دیگر هم ساختم . یک بحثی که وجود دارد این است که نمی خواستم این فیلم را نمایش دهم و آدمی هم نیستم که اصراری برای نمایش این فیلم داشته باشم . دلایلی برای نشان ندادن این فیلم داشتم به طور خاص یک مراوده هایی می کردم که نشان ندهم . قبل از مستند« درجستجوی شهرزاد» از بازار ماهی فروشان شهر رشت فیلمی به نام «نفس» ساختم که در فیلم «در دنیای تو ساعت چند است» نشان دادم . بعد از این هم فیلمی به اسم«صفحه صحاف» درباره زندگی فردریش لانکامر که در خیابان حافظ تهران کارگاه صحافی داشت ساختم. این فیلم در جشنواره بین المللی فیلم مستند در آمستردام(ایدفا)نمایش داده شد.

 

  • مستند«در جستجوی شهرزاد» را همچنان به عنوان پیش گفتار در دوره های کلاس های تبلیغاتی نشان می دهند.

 

  • انگیزه من از ساخت این مستند، به قول فوتبالی ها بازی خداحافظی بوده است. بعد از ساخت «در جستجوی شهرزاد» از آن دفتر تبلیغاتی خداحافظی کردم.«در جستجوی شهرزاد» موضوع جذابی است و با دیدی که راجبه زن ها ، بچه ها، سواستفاده ها و استفاده ها داشتم می خواستم این مستند را ثبت کنم. انگیزه این فیلم حل مشکل نیست و تنها هنر نمی تواند این مشکل را حل کند. در ذات این مستند بیان هم وجود دارد که بالاخره از یک مقطع تاریخی صحبت می کند،فکر می کنم بازتاب دهنده یک دوران است که باید یک چیزی ثبت شود.

 

  • یک دلیل تبلیغات صرف بودجه است .  در حال حاضر فکر نمی کنم کسی تا این حد تلویزیون ببیند که تبلیغ یک محصول بتواند آن را جذب کند . تبلیغ از لحاظ مفهومی همان است اما از لحاظ تکنیکال پیشرفت کرده است . به نظر من سانسور همان قدر پیش می رود که در گذشته بود و هیچ تغییری نکرده است .

 

  • مستند «در جستجوی شهرزاد»  ایده من بود که آرشیو تبلیغ های قدیمی  را دیده بودم. آن تبلیغ های ۲۲ بهمن که می گفت شما تا ۲۲ بهمن فرصت دارید تمام این ها را برداشتم . تدوین فیلم با فردین صاحب زمانی بود . این اولین فیلمی بود که او منتاژ کرده است. عنوان شهرزاد از آلپاچینو آمد . او  فیلمی به نام looking for Richard  ساخته بود . آن looking و بعد king  دائم در ذهنم بود و من کلمهfor  looking را برداشتم و برای عنوان این مستند استفاده کردم.

 

حمیدرضا صدر:

  • این موقعیت سوررئال به نظرم در سینمای ایران همچنان وجود دارد. خانم ها انقدر که در تلویزیون محدودیت دارند در تئاتر و سینما ندارند. فیلمنامه  برای تلویزیون می نویسید و بعد این فیلمنامه به هزار مشکل برمی خورد که در لانگ شات باشد به این دلیل کارگردان ها و تهیه کننده ها از تلویزیون فرار می کنند. در سال های ۶۰ اعلام شد که زن از تبلیغات حذف شده است . اساسا جوان ها از عرصه تبلیغات حذف شدند و منجر به این شد که بچه ها روی کار آمدند. ستاره زن در آن دوران افسانه بایگان بود که اجازه نمی دادند تصویر کلوزآپ او نمایش داده شود؛ تصویر او همیشه در لانگ شات بود. لانگ شات در جنبه های زیبایی شناسی فیلم اثر گذاشته بود که آن زن همیشه در یک نمای دور باشد.

 

  • در دوران دهه ی ۶۰ که آقای موسوی نخست وزیر بود،  در آن زمان می گفتند: سس مایونز نخورید، این تبلیغ مصرف گرایی است . نشان دادن سفره و وسایل آشپزخانه  تابو بود اما امروزه جامعه ی ما مصرف گرا شده است ، در آن زمان قضیه خیلی پیچیده تر بود  یعنی می گفتند کمتر بخورید و بپوشید. بنابراین به صفی یزدانیان گفتم شما چه محصولی را تبلیغ می کنید؟. جنبه ی دیگر تبلیغ این است که  در ذات تبلیغ، مصرف گرایی وجود دارد. ما حتی در تبلیغ نمی توانستیم شامپو و موی سر را نشان دهیم . نمی توانیم دم اسب را جایگزین  موی سرکنیم ، خب این چه موقعیت سورئالی است . از دل همین صحبت ها به صفی یزدانیان گفتم،  بیا به عنوان یک فیلمساز تبلیغاتی در مورد شرایط سختی که قرار گرفتی همچین فیلمی بسازیم. من انتظار داشتم فیلم آنارشی تر باشد و خیلی دیوانه بازی داشته باشد . در ذهنم فکر می کردم که خیلی جا دارد این قائده بازی را بهم بزنم ولی صفی یزدانیان این موضوع را مهار کرد و فیلم خیلی عمیق تری ساخت.

 

  • دهه ۸۰  در حقیقت آغاز مصرف گرایی بود که من اسم آن را ظاهر گرایی می گذارم .  در حال حاضر در جامعه ای زندگی می کنیم که مصرف گرایی ارزش شده است. حتما فیلم جراحی زیبایی بینی را دیدید یا مصرف لوازم آرایش، این ها در جامعه معیار آدم ها را نشان می دهد و اگر بخواهی درباره این ها تبلیغ بسازی آن گرفتاری ها وجود دارد. یکی از خروجی های آن محدودیت ها که شاید در فیلم هم کمی به آن اشاره شده بود از نظر من ۲ مولفه ی اصلی داشت. نخست اینکه بچه ها جایگاه بزرگترها را گرفتند به همین دلیل شما اگر فیلم های دهه ۶۰ آن دوران سینمای ایران مانند «دونده» امیرنادری ، «خانه دوست کجاست؟» کیارستمی ، «غریبه کوچک» بهرام  بیضایی حتی فیلم های پرفروش آن دوره مانند «گلنار» و «عروس»را نگاه کنید شاید بهترین فیلم های تاریخی آن دوران باشند. نکته ی دیگر آنکه، مردها حالت فمنین (زنانه) شدند و در خیلی جاها مردها حالت همجنس گراها را گرفتند و این فرضیه من است و باید روی آن کار شود.بنابراین ستاره  مرد سینما مانند گلزار کاملا فمنین است یا کسی مانند عطاران که سوپراستار و یک مرد اخته شده است این درهم ریختگی را برای مخاطب به همراه دارد که در این محدودیت ها شما اثر آن را فقط در اینجا نمی بینید. شما وقتی رابطه ای را نمی توانید نشان دهید همین باعث می شود که زن و مرد در بیشتر مواقع با هم اختلاف داشته باشند برای همین نوع مراوده ی اصلی را نمی توانی نشان دهی حتی در تبلیغات هم نمی توانی جمع خانواده را درست نشان دهید. قبل از انقلاب در عرصه تبلیغات واقعا از زن استفاده ابزاری می شد .امروزه  در جلد مجلات خانواده ، کلوزآپ دختر بچه هایی را که حالت زنانه دارند می بینید اینها قاعده بازی را رعایت کردند.

 

  • من فکر می کنم این مستند بازتابنده یک دوران است و باید یک جایی ثبت شود. این یک جمع بندی دو دهه از اوایل انقلاب است چون من عمیقا اعتقاد دارم ما ملتی هستیم که دولت های جدیدی روی کار می آیند و میراث های دولت های قبلی را واقعا محو می کنند و از بین می برند. و به هرحال یک سری از فیلم ها یک پرتره ای از یک دوران نشان می دهند.این فیلم ۵۰ سال بعد می تواند برای یک محققی که می خواهد روی موضوع محدودیت های بصری و فرهنگی سانسورچی تحقیق کند شاید یکی از ده ها فیلمی باشد که بتواند به آن مراجعه کند. لازم است که یک ابزاری هم برای محققین در نظر بگیرید و این فیلم ها لازم است که برای جامعه ثبت شود . تا ۸ ماه پیش استفاده از چهره های معروف روی بیلبوردها ممنوع بود، اتفاق هایی میافتد که کسی آنها را بیان نمی کند و از لحاظ بصری آنها باید ثبت شوند. در یوتوب این تبلیغات ها خیلی مرسوم است .درفیلم های تبلیغاتی که آمریکایی ها در دوره جنگ جهانی دوم  در مورد مصرف گرایی ساختند، در دهه ۵۰  تیزر در مورد جلوگیری از بارداری می سازند و راجبه آموزش مسائل جنسی در مدارس صحبت می کنند یعنی شما دهه به دهه این مسائل را در اروپا می بینید که چه اتفاق هایی میافتد از اینکه از چه زمانی آموزش مسائل جنسی در مدارس شروع می شود و واکنش دانش آموزان را نشان می دهد خب در ایران اینطور نیست. در جامعه ی ایران اتفاق هایی میافتد که سرعت آن ورای رخ دادها ی فرهنگی و اجتماعی خیلی سریع است ولی کمتر ثبت می شود . من اعتقاد دارم بچه هایی که در حوزه مستند فعالیت می کنند در سال های اخیر فوق العاده کار کردند و کمتر کارشان دیده شده است .

 

  • قبل از انقلاب ستاره های سینما  در تلویزیون نمی آمدند. به بهروز وثوقی پیشنهاد کردم به تلویزیون بیاید ، او دور از شان خود می دانست که در تلویزیون حضور داشته باشد . در حوزه تبلیغات ستاره های زن سینمای ایران هم حاضر نمی شدند بیایند.

 

  • اذیت کردن تبلیغات در تلویزیون که پخش فیلم را قطع می کنند و ما مجبور می شویم که تبلیغ را تماشا کنیم تنها در ایران اتفاق نمیافتد ، در آمریکا فراتر از اینجا است به همین دلیل در آنجا کسانی که وضعیت خوبی دارند ماهیانه پولی دریافت می کنند که از شر تبلیغات خلاص شوند . آمریکا در مقایسه با ایران، آنها خیلی تبلیغات دارند . تبلیغات بازتاب دهنده سبک زندگی هر دورانی است. ما از روی تبلیغات می توانیم متوجه شویم که چه خبر است . من به شخصه رخ دادهای دهه ۳۰ و ۴۰ را دوست دارم و چند کتاب هم نوشتم. وقتی در این دهه ها به سراغ تبلیغات فیلم ها، مواد مصرفی می روی کاملا متوجه می شوی که در ایران چه خبر است . درفرنگ تبلیغات و سبک زندگی خیلی کلیدی است. این تبلیغات لزوما سبک زندگی ایرانی را نشان می دهد و در سبک زندگی ایرانی یک صمیمیتی در خانواده ها وجود دارد و این موضوع تحریف شده است.

 

  • تبلیغات در ایران انحصاری است و تلویزیون هم انحصاری است . تلویزیون در ایران تبلیغ یک فیلمی را نشان می دهد؟ اصلا مقوله تبلیغ در رقابت آزاد است. در اقتصاد  Free Market معنی می دهد یعنی بیا و محصولات را عرضه کن اگر خوب بود بفروش.  در ایران چند کمپانی بیلبورد وجود دارد که خیال شان راحت است برای اینکه هیچ رقابتی بین انها وجود ندارد اما در اروپا اینطور نیست در آمریکا ایالت با ایالت و در ایالت ، کانتی با کانتی متفاوت است . در کالیفرنیا که ۵۰  شهر کوچک دارد شما از شهر کوچکی که ۱۰ دقیقه رانندگی می کنید به شهر دیگری می روید آن شهر تبلیغ متفاوتی دارند . بنابراین  شناور است و باید واقعا محصولات خوبی داشته باشید و نوع عرضه ی آن جذاب باشد ولی در ایران اینطور نیست در ایران تبلیغات خیلی محدود است .  بیشترین تبلیغاتی که در آمریکا شما می بینید تبلیغ اتومبیل است منتهی چون در ایران  اتومبیل انحصاری است اصلا تبلیغی ندارد .

 

  • تفاوت اساسی در تبلیغات این است ، قبل از انقلاب  تبلیغات در ایران،  یک جامعه ی مصرف گرا بود و می خواست به سمت غربی شدن پیش رود اما در حال حاضر یک جامعه ای که می خواهد به سمت  غربی شدن پیش  برود همه می خواهند آن را انکار کنند. تلویزیون از هزار طریق آن را بیان می کند اما نشان دادن پیتزا را سانسور می کند. در تبلیغات تناقض وجود دارد.

 

  • عنوان فیلم «در جستجوی شهرزاد» از صفی یزدانیان بود که از دل این همه تبلیغات الان به نظر ساده می آید. شهرزاد شخصیت قصه های هزارو یک شب بود که در حال حاضریک ترکیب کاملا شرقی دارد و این ترکیب برای غربی هم هست برای همین با هزارو یک شبی ما رو نگاه می کنند.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید