photo_2017-07-29_00-01-28

گزارش نشست مستند«پنج پرده در باب غذای ایرانی» با حضور سپیده ابطحی

عصرچهارشنبه ، ۴ مردادماه مستند«پنج پرده در باب غذای ایرانی» ساخته سپیده‌ابطحی درسینما تک آپ‌آرت‌مان به نمایش درآمد درادامه جلسه نقد وبررسی درموسسه فرهنگی وهنری با حضورعلاقه مندان برگزار شد.

پنج پرده در باب غذای ایرانی مستندی است در پنج اپیزود درباره پنج نوع‌غذای‌ ایرانی که درهراپیزود سعی می‌کند همراه کاراکترها و با استفاده از منابع آرشیوی و فضای موسیقایی  به بخش‌هایی از پس زمینه‌های فرهنگی آن غذا درایران نزدیک شود.

سپیده ابطحی:

  • درسال ۸۷ پروژه‌ای به نام سلیقه ایرانی مطرح شد که قراربود این پروژه را با تعدادی کارگردان عملی کنیم. دراین پروژه موضوع غذا را انتخاب کردم اما ازاین پروژه دولتی بیرون آمدم چون می‌دانستم برای فیلم ما مشکلاتی ایجاد می‌کرد. برای این فیلم سرمایه‌گذاری کردم و به خودم گفتم که باید این فیلم را تمام کنم.
  • مستند ” پنج پرده درباب غذای ایرانی ” درسینما حقیقت و خانه سینما و در خارج از ایران هم در فرانسه و آلمان به نمایش درآمده و حتی در تهران اکران خصوصی داشته است .
  • معقوله غذا چیز جالبی است اما برایم جالب نبود که فقط فیلمی‌ راجع به غذا بسازم. یکی از المانت‌های تاثیرگذارغذا ازجهت مردم شناسی ساخت پس زمینه‌های فرهنگی است به این دلیل ازهمان ابتدا ذهنم به این سمت متمایل بود برای اینکه عواملی را که به هر علتی روی غذایی که پخته می‌شود تاثیر می‌گذرد را پیدا کنم. این یک پروسه طولانی بود و به کمک سرپرست پژوهش معصومه ابراهیمی توانستم جهتی را که براساس آن این چند نوع غذا بود را پیدا کنم و درواقع سعی کردم پشت هر کدام از اینها یک سنتی باشد. درمقطعی ازتاریخ قومیت، وضعیت اقتصادی و سیاسی درغذای یک ملت تاثیر می‌گذارد و برایم سخت بود که غذاها را بخش‌بندی کنم چون چند نوع غذا و قومیت وجود دارد ولی آمدم درطرح‌های اولیه طبقه بندی کردم وبه کمک پژوهشگر این فیلم توانستم به این چهار فصل برسم که هرکدام نماینده میراثی است که پشت فرهنگ غذایی ایران است.
  • درابتدا سناریوی این فیلم را نوشتم و طراحی کردم و از قبل به این فکرکرده بودم که چه وقت از آرشیو استفاده کنم ؛ هرازگاهی این‌ها را درذهنم طراحی می‌کردم که بعد بتوانم آن‌ها را مونتاژ کنم. معصومه ابراهیمی مردم شناس و سرپرست پژوهش به من کمک کرد که به سمت دلایل فرهنگ غذایی و ریشه‌ی آن بروم . چیزی که در اینجا برایم اهمیت نداشت غذای ایرانی بود و بیشترین چیزی که برایم اهمیت داشت فرهنگ غذایی بود. بیشترمنابعی که پژوهشگرما جمع آوری کرد از دوره قاجار یا حتی قبل ترازاین دوره بود . در اینجا ما می‌خواستیم ببینیم کجا می‌توانیم متریال تصویری یا جنبه‌ی بصری ایجاد کنیم که رنگ و لعاب این کار را درست پیش ببریم. منابع تحقیقاتی ما ازمنابع درست و قابل درک بود و به این دلیل بیشترازاین منابع استفاده کردیم.بیشترعکس‌های به کار برده شده مستند پنج پرده درباب غذای ایرانی بیشترازعکس‌های موزه گلستان است.
  • مستند «پنج پرده در باب غذای ایرانی»، درخارج ازایران هم به نمایش درآمد حتی این فیلم برای ارامنه جذاب‌تر بود ولی درفستیوال‌های مردم شناسی خیلی جالب‌تربود. با نمایش این فیلم درخارج ازایران بازخوردهایی از تماشاگرهای آلمانی دریافت می‌کردم و برای آنها جالب بود که ایران را از یک وجه دیگرببینند. مسئله‌ای که وجود دارد این است ، کسانی که ازاروپا به ایران سفر می‌کنند مسئله غذا در ذهن آن‌ها‌ می‌ماند و این موضوع را بیشتر متوجه می‌شوند. سوژه ؛ به من دستور می‌داد که فیلم برایم جذابیت داشته باشد و من هم از این دستور تبعیت می‌کردم.
  • مستند پنج پرده در باب غذای ایرانی فیلم سرحالی است و برای من خیلی تجربه‌ی عجیب و غریبی است. اگر دوباره بخواهم این فیلم را بسازم طور دیگر می‌سازم. در اینجا کاراکتر‌ها با توجه به اینکه چقدر تاریخ شفاهی را می‌توانند منتقل کنند را انتخاب کردم. اگردوباره بخواهم سراغ این سوژه بروم ممکن است آدم‌های دیگر را انتخاب کنم.
  • دراین مستند مقوله قومیت عنوان می‌شود. درهمه جای دنیا فکرمی‌کنم غذا خوردن یک‌جورمناسکی درخود دارد ولی درایران با کمی تلطیف بیشتر همراه است چون عمل خیابانی توام با شادی کردن باشد وجود ندارد.

 

پاسخ دهید