بایگانی دسته بندی ها: هنرهای تجسمی

چیدمانی برای شنیدن : نا گفته هایت را پنهان نکن!

 

زهره عزپور- دنیا را نارنجی کن ، عنوانی است برای این جنبش که با ابتکار سازمان ملل برای مقابله با محو خشونت علیه زنان آغاز می شود و رنگ نارنجی نمادی از آینده روشن و پر امید و به دور از هر گونه خشونت برای زنان است .

خشونت علیه زنان یک مشکل جدی است و به هر نحوی که رخ دهد به همه حتی به نسل آینده آسیب می رساند و مانع پیشرفت زنان می شود. خشونت  در لایه های مختلف زندگی آدم ها و در همه ی فرهنگ ها و جوامع  وجود دارد اما میزان آن در جوامع سنتی بیشتر است . هرکسی در هر قشر و سطح فکری که هست تعریف متفاوتی از خشونت دارد. خشونت تنها آزارجسمی و جنسی نیست بلکه تحقیر و گاهی یک نگاه را به همراه دارد. نگاهی که هر کجا می روی تو را تعقیب می کند  و حریم شخصیت را هدف قرار می دهد و راهی برای فرار و اعتراض نمی گذارد. این جنبش هرسال از (۲۵ نوامبر/۴ آذر) به مدت ۱۶ روز برای آگاهی‌رسانی درباره خشونت علیه زنان انجام می گیرد.

روز شنبه ۲۰ آذر ماه ،در موسسه آپ آرتمان پرفورمنسی با عنوان « دنیایت را نارنجی کن- چیدمانی برای شنیدن » برگزار شد که با استقبال خوبی مواجه شد. در همین حین گفت و گویی با  پانیز برزعلی و کیوان سررشته داشتیم که در ادامه می خوانید.

 

  • به عنوان نخستین سوال این انتخاب رنگ نارنجی در این جنبش«دنیا را نارنجی کن» چه نمادی دارد؟

 

پانیز برزعلی : دلیلی که سازمان ملل برای انتخاب این رنگ داشت این بود که رنگ نارنجی نشانه ی امیدی به آینده است.

 

کیوان سررشته: اگر کمی کاربردی تر بخواهیم به انتخاب این رنگ نگاه کنیم شاید دلیل آن این باشد که بقیه رنگ ها هر کدام برای یک هدف یا نمادی انتخاب می شوند . مهم چشمگیر بودن رنگ نارنجی است که همه ی توجه ها را به خود جلب می کند. از نظر من برگزاری این کمپین به این دلیل است که در برابر خشونت سکوت نکنید.

 

  • آیا دلیل و انگیزه شما برای انجام چنین پروژه ای با نوعی اعتراض یا همدردی همراه است؟

 

پانیز برزعلی: ما دغدغه ای که داشتیم ، خیلی با فضای اعتراضی همراه نبود. بیشتر دوست داشتیم یک پروژه ای را کار کنیم. امسال هم  تا پایان ۲۵ نوامبر ۲۰۱۷ تقریبا یکسال است که این پروژه را شروع کردیم و بعد از تهران گردی در ماه های  بعد در استان های دیگرفعالیت می کنیم. بحثی که ما روی آن تاکید داشتیم این بود که  این پرفورمنس را با این پوستر و رنگ در مکان های مختلف به دیگران نشان دهیم . ما می خواستیم ایجاد حساسیت کنیم که مردم ببینند و این را بشناسند ، نه این که صرفا بیایند و کار ما را تماشا کنند. ما می خواستیم هرکس از هر طریقی متوجه شود که تعریف ازخشونت چیست؟. مطمئنا خیلی ها هم هستند که حتی نمی دانند این پروژه چیست ولی خب چیزی که وجود دارد این است که سعی کنیم از طریق اینترنت و فضای مجازی این پروژه را گسترده کنیم که همه آن را بشناسند.

 

کیوان سررشته:  اتفاقی که افتاد این است که شاید من امسال خیلی درگیر این پروژه بودم و حساسیت من نسبت به این پروژهم بیشتر شده بود. احساس می کنم سال به سال خانم ها کمی رنگ نارنجی را جدی تر می گیرند. ما از یک هفته قبل داشتیم کارها را آماده می کردیم که در آن روز دیدم پروفایل خیلی از دوستانم به رنگ نارنجی درآمد. توجه من به این موضوع بیشتر جلب شد به این دلیل که امسال شناخت این جنبش بیشتر شده است. این پروژه بلند مدت است وما نمی توانیم توقع داشته باشیم که سازمان ملل کاری را که برای شناختن این جنبش شروع کرده ، در حال حاضر هر کسی که رنگ نارنجی را میبیند پی ببرد که موضوع چیست.

 

  • میزان تاثیر گذاری این برنامه را چقدر می دانید؟

 

پانیز برزعلی:  واقعیت این است که ما در ایران نمی توانیم به اسم کمپین جهانی، کاری را انجام دهیم. وقتی می گوییم کمپین جهانی ، یکسری چیزهای مشترک برای گروه و کمپین خودمان تعریف می کنیم که اگر کسی بخواهد در این کمپین عضو شود یکسری چیزها را می خواند که برای او جالب است . ما حتی یکسری چیزها را حذف کردیم که حساسیت ایجاد نشود. برای ما اصل ماجرا مهم است و ما می خواهیم بپردازیم به این موضوع و متوقف نشویم .

 

  • به نظرتان مخاطب چنین برنامه هایی چه کسانی هستند؟

 

پانیز برزعلی: این چیزی بود که در پایان این ۱۶ روز همچنان به آن فکر می کنیم. ما تا حدی از نتیجه ی این اجرا انرژی دریافت کردیم. ما سعی می کنیم حداقل در آن لحظه نتیجه گرا نباشیم ولی واقعا نتیجه کارمان در مکان هایی که اتفاقا شاید از لحاظ سوادی و فرهنگی پایین تر بود راضی تر بودیم.

وقتی در مکان های فرهنگی و هنری می رفتیم در آنجا آنقدر این برنامه ها اجرا می شود و کسانی که به اینجا می آیند آنقدر این چیزها را دیدند که چشم آنها عادت کرده است یا اینکه فکر می کنند چه دلیلی دارد که به این برنامه ها بیایند من که اصلا خشونتی را تجربه نکردم . در صورتی که ما تعریف درستی از خشونت نداریم  حتی ما یکسری از تعریف هایی از خشونت داریم و فکر می کنیم که خب خشونت برای آن کسی است که همسرش هر روز او را کتک می زند. اصلا ما بحث اینها را نداشتیم .

 

کیوان سررشته: خیلی به این موضوع فکر می کنیم . نکته ای که وجود دارد این است که ما در چه مکان هایی اجرا داریم . کافه ، موسسه فرهنگی مانند آپ آرتمان و کتابفروشی ها مکان هایی است که ما در آنجا اجرا داشتیم. تمام اجراهای ما در مکان های فرهنگی بوده که آدم های تحصیل کرده در آنجا حضور داشتند. ما در کرج در یک مرکز آموزشی ،خانم های آسیب دیده رفتیم که در آنجا مخاطبان ما به طور کامل کسانی بودند که خودشان در معرض این خشونت ها و خیلی شدیدتر از این قرار داشتند. آنها قشر آسیب پذیری در جامعه هستند و به هیچ عنوان حتی بعضی از آنها سواد خواندن مطالبی را که در کنار این بالشت ها گذاشته بودیم را نداشتند ولی واکنش هایی که دیدیم ، واکنش های متفاوتی نبود. برای من خیلی جالب بود به دلیل اینکه زنانی را در آنجا دیدم که واکنش آنها واکنش یکسانی بود.همه ی خانم ها کم یا زیاد به انواع مختلف مورد خشونت واقع می شوند اما هدف اصلی ما از این جنبش این است که شما هم حرف بزنید و نگذارید نا گفته بماند .  ما سعی می کنیم از آدم ها ، صدای آنها و نوشته هایشان را بگیریم و حتی سعی می کنیم روایت های آنها، تا جای ممکن بیشتر شود چون شاید هدف اصلی ما دونفر این بوده که این چیزها گفته شود و شنیده شود و آدم ها ناگفته هایشان را پنهان نکنند . حرفی که روز اول اجرا به ما گفته شد این بود که این پروژه را در بازار ببرید در جایی که اتفاقا خشونت گران بیشتری در آنجا حضور دارند . در حال حاضر، شاید برای کسانی اجرا می کنیم که حداقل در ظاهر خودشان را خشونت گر نمی دانند. کمی هم این واقعیت وجود دارد، واقعا با خودم فکر می کردم که خب من که صد هزار بار این ها را شنیدم و من دیگر احتیاجی ندارم پس بگذار آنهایی که احتیاج دارند بروند و گوش دهند. ما کمی راجع به این موضوع حالت آماده باش داریم و اتفاقا آدم هایی که خودشان شاید کمی در معرض انواع شدیدتر خشونت قرار دارند با آغوش بازتری این را می پذیرند .

 

  • تعریف شما از خشونت چیست؟ آیا خشونت را یک رفتار فرهنگی می دانید؟

 

کیوان سررشته:  متاسفانه خیلی زیاد این شوخی را حتی از کسانی که درگیر این ماجرا شدند شنیدیم که آقا بیاید و راجع به خشونت علیه مردان هم بنویسید . پس خشونت علیه مردان چه می شود؟. برای من این نوع  خشونت ، خشونتی است که رخ نمی داد مگر، در شرایطی که احساس کنیم جنسیت مقابل جنسیت ضعیف تری است و این ضعف به ما اجازه می دهد که اعمال قدرت کنیم. من احساس می کنم که قدرتمندترم، نه به خاطر شرایط اجتماعی ، کاری و نه علم و سوادم به خاطر هیچ چیز فقط به خاطر جنسیتم و این به من اجازه می دهد چیزی را تحمیل کنم که در حالت عادی نمی کنم . این برای من نقطه شروع همه ی انواع خشونت های علیه زنان محسوب می شود هر چیزی که این نقطه شروع آن باشد برای من خشونت محسوب می شود.

 

 پانیز برزعلی: خشونت یکسری تعریف های کلی ای دارد که به چند دسته تقسیم می شود. ولی برای من به عنوان یک زن ؛حالا متفاوت تر از این کاری که انجام می دهم ، هر چیزی که آرامش من را بهم بزند خشونت محسوب می شود.

 

  • هر آدمی در طبقه و در هرسطح فکری معیارهایشان برای تعیین خشونت متفاوت است معیار شما برای سنجش و قضاوت در مورد رفتار خشونت آمیز چیست؟ آیا فکر می کنید خشونت لایه های پنهان در شخصیت فرد دارد؟

 

کیوان سررشته: خشونت بیشتر عادت است . خشونت هایی که ما از آنها صحبت می کنیم شاید ناشی از روان پریشی یا دیوانگی نیست بلکه خشونت هایی است که جامعه ،عادت وعرف به ما نشان داده و چیز عادی است .

 

  • فردی که مورد خشونت قرار می گیرد آیا ممکن است همان خشونت را علیه دیگران به کار گیرد؟

 

پانیز برزعلی:  پاسخی که می توانم راجع به این سوال بدهم این است که خشونت دوحالت دارد. نخست اینکه ، من با اعمال خشونت طرف مقابل را تحریک می کنم که او هم مانند من یا حتی بدتر از من بشود. یا اینکه انقدر خوار و حقیر شده  که از خود اراده ای ندارد و فکر نمی کند به اصطلاح آدم تو سری خوری شده است . او خشونت را به خودش اعمال می کند یعنی فکر می کند این حق من است که هر کسی از کنارش رد شود یک رفتار خشونت آمیزی از خود نشان دهد. این باعث می شود که  کاری برای زندگی خودم انجام ندهم و اگر کسی رفتار خشونت آمیزی نسبت به من نشان می دهد واکنش نشان دهم. فکر می کنم همین دو حالت است یا من یا دیگران خشونت را به کس دیگری اعمال می کنیم یا اینکه خشونت را به خودم اعمال می کنم .

ما به این احتیاج داریم کسانی که فکر می کنند خشونت به آنها اعمال نمی شود هم این را بشنوند. ما نمی توانیم نام جنبش را کمپین بگذاریم بلکه یک نوع همدلی کردن است. حتی من نوعی که خشونتی را تجربه نکرده ام بحثی است که اگر من هم به این موضوع حساس باشم چند روز دیگر با کسی برخورد می کنم که او هم تجربه ی این رفتار خشونت آمیز را داشته و او را با  این فضا آشنا می کنم که تنها نیستی ما کمکت می کنیم . حداقل کمکی که می توانم برای آنها انجام دهم این است که شماره اورژانس اجتماعی۱۲۳ را بدهم که هر اتفاقی برایت افتاد با این شماره تماس بگیری . خیلی دوست داشتیم که در مکان های خیلی متفاوتی این کار را اجرا کنیم در مکان هایی که اجرا داشتیم خیلی شبیه هم بوده و دوست داریم این اجرا انقدر متفاوت باشد که آدم های مختلف آن را بشنوند.

 

کیوان سررشته:  یک نکته ای که وجود دارد این است که احساس می کنم ، خانم هایی که مورد خشونت قرار گرفتند شاید در ذهن خودشان فکر کردند که خب من که جایگاهم در برابر مردان زندگیم این است پس ، می آیم به زن دیگری خشونت اعمال می کنم و یکدفعه مردان علیه زنان ، زنان علیه زنان جایگزین خشونت می شود و بعد می شود خشونتی که حتی بی دلیل است و در چرخه ای بین خود آدمها می گردد.

این خیلی جالب است به محض آنکه پذیرفته می شود که خب من آن آدمی هستم که ضعیف تر است و باید خشونت بر من اعمال شود، با کسی مقابله نمی کنم اگر قرار است این کار را انجام دهم با هم سطح خودم مقابله می کنم. چون فکر می کنم که زورم به او نمی رسد پس اگر قرار است که خودم را نجات دهم زورم به کسی که کنارم است برسد و این دائم به صورت کاملا چرخشی پخش می شود . به جای اینکه به کسی فشاربیاوریم به اطراف فشار می آوریم و این دائم پخش میشود مانند سنگی که در اب افتاده و موج می خورد و زیاد می شود.

 

  • چرا انقدر مردها در ایران جایگاه تحکم آمیزی دارند؟

 

کیوان سررشته:  خیلی فکر نمی کنم که مختص ایران باشد . ولی فکر می کنم که کمی از آن برای نقش هایی است که آدمها می پذیرند و احساس می کنند که نقششان است . یعنی اینکه نقش یک خانم به عنوان زن این است که غذای همسرش را حاضر کند و نقش مرد هم این است که کار کند و پول دربیاورد و به همسرش خرجی دهد، نقش ها این ها را تعیین می کند . زمانی است که اگر این نقش را نپذیری این نگرانی ها را هم نداری چون می گویی که این وظیفه من نیست و من زندگی خودم را دارم ما با هم توافق کردیم که کارها را بین خودمان تقسیم کنیم . شاید  یک همچین چیزهایی ناشی از نقش های اجتماعی است که در جامعه جا باز کرده است.

 

پانیز برزعلی: من فکر می کنم امروزه این مسئله جا افتاده تر شده است ولی من با این موافقم که در گذشته این فرمانروایی و زورگویی بیشتر بوده و ادامه داشته است و حداقل آن این است ، فرزند من با این ترس بزرگ شده که تمام مردان رفتار خشونت آمیزی دارند . فکر می کنم این موضوع مانند داستان سینه به سینه به فرزندان ما رسیده که از مردها بترس و اگر این کار را انجام دهی کتک بخوری. شاید یک آدمی باشد که فقط بداخلاقی کند ولی مهم این است که این ترس در وجود من همچنان باقی است که اگر کارخطایی انجام دهم عواقب دارد. به نظر من در گذشته در خانواده یک خشونت جسمی ای من بوده که من هنوز از این میترسم .

 

  • خشونت علیه زنان امری پنهان است ، از آنجایی که زنان حاضر نیستند این خشونت را به پلیس گزارش دهند، فکر می کنید احداث خانه های امن و اورژانس اجتماعی تا چه حد در حمایت از زنانی که مورد خشونت قرار می گیرند مؤثر است ؟

 

کیوان سررشته:  نمی دانم که این حمایت به چه شکلی است و چه کاری انجام می دهند اما بهزیستی و اورژانس اجتماعی ۱۲۳ مهم ترین نهادی است که سعی می کند به زنانی که مورد خشونت قرار می گیرند کمک کند. قشرهای آسیب پذیرتر با شماره ۱۲۳ تماس می گیرند  اما وارد شدن به این موضوع یک موردی است که باعث می شود خشونت خیلی شدیدی رخ دهد. . مشکلی که در قشر ما وجود دارد این است که اگر خانمی ، همسرش او را آزارجسمی دهد با این شماره تماس نمی گیرد به دلیل اینکه در این قشرها یه چیزی جا افتاده به عنوان آبروی اجتماعی که مهم تر از سلامت فردی و سلامت روانی آن آدم است واین خیلی برای ما بیشتر جا افتاده است . گاهی اوقات این خشونت را تا جای ممکن پنهان می کنیم به این دلیل که نمی خواهیم نگاه آن آدم ها به آن آدمی که خشونتگر بوده عوض شود و این باعث میشود که این رفتار خشونت آمیز همچنان ادامه داشته باشد و دائم تشدید بشود. در ایران هر عملی که انجام دهید سیاسی است و شما به محض اینکه اعلام کنید که ۳۰۰ هزار خانه ی امن برای زن های آسیب دیده باز شده معنایی که از آن برداشت می شود این است که پس، شما می گویید ایران امنیت ندارد ؟ ، مملکت ما جای امنی نیست ؟ . برای همین خیلی از این چیزها آرام بیان می شود.

 

  • به نظر شما برای اصلاح رفع خشونت علیه زنان چه کارهایی باید انجام داد؟ آیا این آموزش به دست مردم یا دولت است یا فکر می کنید که با مطالعه شکل می گیرد؟ 

 

کیوان سررشته:  من معتقدم اگر ما بخواهیم برای اصلاح رفع خشونت اقدام کنیم خیلی قدم به قدم باید حرکت کنیم . در حالت کلان و ایده آل این است که صداو سیما این کار را انجام دهد چون تاثیر آن بی نهایت است. اگر صداوسیما و مدارس درگیر این مسئله شوند تاثیر آن قابل مقایسه با ۱۰۰ هزار کلاس خصوصی ای است که ما برگزار می کنیم ، نخواهد بود. ولی خب واقعیت این است که هیچ کاری برای شناخت این جنبش نمی کنند و ما باید سعی کنیم از دایره اطراف خودمان یک نفر یک نفر آگاه سازی کنیم و آموزش دهیم تا اینکه که شاید ۵۰ سال دیگر آن یک نفر شد هزار نفر و آن دایره ها خیلی زیاد شد.

 

 

 

 

 

 

 

گزارش نمایش مستند« درجستجوی ویوین مایر» / با حضور یوریک کریم مسیحی

 

 

 چهارشنبه‌‌های فیلم مستند موسسه آپ‌آرت مان ۱۹ آبان ماه به مستند «در جستجوی ویوین مایر» اختصاص داشت و یوریک کریم مسیحی کارشناس این جلسه بود. کریم ‌مسیحی، داستان‌نویس، طراح گرافیک و منتقد هنری است. وی در حوزه خوانش و نقد عکس کتاب‌هایی منتشر کرده که می‌توان به این موارد اشاره کرد: کتاب «اول شخص مفرد؛ عکس با من چه می‌گوید، من با عکس چه می‌گویم: ۹۹ عکس، ۹۹ قصه»،«عکس و دیدن عکس». «در جهت عکس: ۳۹ عکس، ۳۹ جستار»، « شب سپیده می‌زند: ۴۶ عکس فیلم، ۴۶ جستار»، «شب سپیده می‌زند، باری دیگر: ۵۵ عکس فیلم، ۴۸ جستار».

ویوین دوروتی مایر ( ۱ فوریه ۱۹۲۶ – ۲۱ آوریل ۲۰۰۹) عکاس خیابانی آمریکایی بود. مایر چهل سال بعنوان پرستار بچه و بیشتر در محله نورت شور شیکاگو کار و عکاسی را در اوقات فراغت خود پیگیری می کرد. او در طول عمر خود بیش از ۱۵۰ هزار عکس گرفت که تقریباً همه آنها از مردم و معماری شهرهای نیویورک، شیکاگو و لوس آنجلس بود اگرچه به نقاط دیگر جهان هم سفر و عکاسی نموده بود.

در طول زندگی او عکسهایش ناشناخته و چاپ نشده باقی ماند و خیلی از نگاتیوهایش را هرگز چاپ نکرد. در سال ۲۰۰۷ یک کلکسیونر آمریکایی تعدادی از عکاسهای مایر را در یک حراجی تقریباً به قیمت مفت بدست آورد. در همان زمان دو کلکسیونر دیگر ران اسلتری و رندی پرو تعدادی دیگر از عکسها و نگاتیوهای او را در جعبه ها و چمدانهایش پیدا کردند. عکسهای مایر اولین بار در ژوئیه ۲۰۰۸ بوسیله اسلتری در اینترنت منتشر شد اما با بازخورد کمی مواجه شد.در اکتبر ۲۰۰۹ ملوف بلاگ خودش را به منتخبی از کارهای مایر در سایت فلیکر متصل کرد که اینبار به سرعت همه گیر شد و هزاران نفر ابراز علاقه کردند و ستایش منتقدان و موج ابراز علاقه به کارهای مایر را در پی داشت.پس از آن کارهای مایر در آمریکای شمالی و جنوبی، اروپا و آسیا به نمایش گذاشته شدو زندگی و کارهایش سوژه کتابها و فیلمهای مستند شد.

«در جستجوی ویوین مایر» فیلمی آمریکایی در سبک مستند و زندگینامه‌ای است که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد.

فرازهایی از گفته‌های کریم مسیحی را در ادامه بخوانید:

 

یوریک کریم مسیحی:

 

  • اشاره ای به انتهای فیلم «در جستجوی ویوین مایر» و سرنوشتی که ویوین مایر پیدا می کند، می کنم. تصادفا به یاد نقاشی خاک سپاری موتسارت افتادم که فقط سگ او همراه کالاسکه بود که بعد هم به دلیل فقیر بودنش در گورستان دسته جمعی دفن می شود. در فقر مردن موضوع جدیدی نیست کسانی مانند ونسان ون گوک ، ژرژ ملی یس در ایران هم شاپور غریب و بسیاری دیگر هم در فقر مردند .

 

  • فیلم «در جستجوی ویوین مایر» اصلا فیلم خوبی نیست، فیلم بسیارابتدایی است  که از ساده ترین فرمول ساخت فیلم بیوگرافی پیروی کرده است. جان مالوف اصلا فیلمساز نیست دلیل ساخت او برای فیلم، پیدا کردن گنجینه عکس های مایر بود. او تنها توانست تعداد زیادی، از فیلم های ظاهر نشده وفیلم های متحرک ۱۶ میلیمتری را پیدا کند و در فیلم از کمی مصاحبه ، مطالب آرشیوی و اطلاعات جمعی استفاده کرده است.  اطلاعاتی که می توانم به فیلم اضافه کنم این است که فیلم ها از حراجی به دست جان مالوف رسیده و اشاره ای هم نمی کند که فیلم چطور از حراجی پورتاژ پارک شیکاگو سر در آورد. در این فیلم انواع تجاوزها را می بینیم یکی اینکه، فیلم ها در انباری خانه ای که ویوین مایردر آنجا زندگی می کرد، بود و صاحب خانه بدون  اینکه به او بگوید اموال او را تاراج می کند و بدون اجازه در حراجی سال ۲۰۰۷می فروشد زمانی که او همچنان  زنده بود! ویوین مایر در سال ۲۰۰۹ فوت کرد. سوزان سانتاگ می گوید:« هر عکس گرفتن تجاوز به آن سوژه ای است که عکس می گیریم» . به نظر من حرف درست و دقیقی است چون درواقع گذر توقف ناپذیر زندگی را داریم ثبت می کنیم حتی زمانی که آن طرف نمی داند.

 

 

  • جان مالوف به دنبال جمع آوری اطلاعات راجع به ویوین مایر بود و در واقع جدیت این آدم باعث شد که این فیلم به نتیجه برسد. فیلم برای من جذاب است ولی ارزش ژانر مستندی ندارد . کاملا پیداست که ویوین مایر دیوانه تمام عیار بوده است و این دیوانگی ژنتیکی است. او از همه فرار می کرد، از مردها متنفر بود، در اتاقش همیشه قفل بود و حتی هیچ کس اجازه ورود به آن اتاق را نداشت ،این گریز از همه  در روانشناسی به آن شخصیت اجتنابی می گویند. فکر می کنم شاید یک گرایش های همجنس خواهانه هم داشته است . به گفته یکی از بچه هایی که مایر از آن ها  مراقبت می کرد «من فکر می کنم که به او تعرض شده باشد» اما من به دلایلی همچین فکری نمی کنم چون لباس هایی که به تن می کرد شبیه لباس های مردانه بود، اگر به زنی تعرض شده باشد هرگز این لباس ها را  تن نمی کند.

 

  •  ویوین مایر آثار درخشانی دارد و تاکید می کنم از حدود ۱۵۰ هزار فریم عکس ما کمتر از ۵۰ هزار داریم و  تقریبا آن عکس ها را ندیدیم. در اینجا چند مشخصه که جزو ویژه گی های عکاسی خیابانی است  داریم. این عکس ها را حتما در خیابان گرفته است و حتی خیلی از عکس ها را او در خانه می گرفت ولی نگاه ، نگاه عکاسی خیابانی است. حتما نباید در عکس انسان باشد حتی ما در بعضی عکس ها فقط پرنده می بینیم و شاید یک موجود جاندار . در یک جاهایی فقط ازعکس ها،عکس گرفته است که باز هم ما در درون عکس ها انسان می بینیم .

 

  •  یک ویژه گی ای انحصارا در عکاسی مایر هست. او بسیار زیاد از پشت آدم ها عکس می گرفت  و کادر عکس هاخیلی ناقص به نظر  می رسد. به گفته جوئل مایروویتز عکاس  بزرگ « ویوین مایر با دوربینی عکاسی می کرد که نیاز نبود حتما جلوی صورتش بگیرد او دوربین را پایین نگه می داشت و عکس می گرفت. او همیشه این دوربین ها را مسخره می کرد و نام این دوربین ها را دوربین نافی گذاشت.  در آن لحظه ، خیلی ها نمی دانستند که مایر عکس می گیرد چون او باید به سوژه نگاه می کرد نه به دوربین. تصور من از عکس های نصفه و نیمه ی او این است که احتمالا گاه گداری  نشانه گیری اشتباهی  بوده است و بعد که این عکس ها را دیده با خود می گفت که عکس های بدی نشده و کار را ادامه داده است. به نظرم خیلی درست فهمیده چون ویژه گی نه تنها منحصر به فرد خود شده بلکه نتیجه کار هم درخشان شده است یعنی بخش بزرگی از آنچه که از کادر عکس می گذرد از ذهن خلاق و فرار ما هم می گذرد.  ویژه گی  استثنا بودن ویوین مایر این است که بعضی از عکس های او استلیزه هستند مانندعکس های پرتره و آدم هایی که در حال انجام کاری هستند .هیچ چیز زائدی دراین عکس ها  دیده نمی شود و هیچ چیز لازمی نیست که نصفه باشد، غیر از آن عکس هایی که مبنای آن  بر ناقص بودن است.

 

  • ویوین مایر حدود ۱۰۰ سلفی و سلف پرتره دارد و ۳۰ عدد هم دیگران از او عکس گرفتند. در مقاله ای که نوشته ام به کارهای ویوین مایر اشاره کردم و کارهای او را نتیجه ترس از مرگ دانستم ، از طرفی به شدت فوبیای مرگ دارد و دائما با عکس گرفتن تصویر خود را ثبت می کند. او پرستار بچه ها بوده و این چیزی که خیلی عجیب است او نگاه خیلی سهل انگارانه ای داشته است. او تجربیات ۳۰ سال عکاسی‌اش را باخود جابجا می‌کرد.

 

  • ویوین مایر به دلیل ترس از مرگ و ترس از نبودن مجموعه عظیمی را جمع آوری کرد. شاید بهتر است بگوییم نمی‌خواست چیزی را دور بریزد. نامه ای که به آن فرانسوی نوشته بود و هیچ وقت هم نمی گوید این نگاتیو ها را می فرستد و من فکر می کنم که هیچ وقت این نگاتیو ها را نفرستاده است و ما هم در این فیلم چیزی نمی بینیم که این عکس ها را چاپ کرده است. او می گوید کاغذها نیمه براق باشد یعنی میل به کنترل کردن مطلق هر چیزی که در محدوده ی کوچک خود داشت . توضیح فنی در مورد کارهای مایر، کار اول را با دوربین ۱۲۰ که دوربین نسل اول است شروع می کند . تنها دوربینی است که تعداد فریم نگاتیوها را مشخص می کند. چون مایر نمی خواست بیشتر عکس بگیرد دوربینش را عوض می کند و در آن نامه می نویسد که من دوربین رولی فلکس جدید خریدم . در مستند دیگری می گوید به طور متوسط حدود یک حلقه فیلم عکس می گرفت یعنی به طور میانگین حدود ۱۰ فیلم عکس می گرفت.حدود ۳۰هزار فریم عکس ها را ندیده است چون دو هزار حلقه سیاه و سفید وحدود  ۷۰۰ حلقه عکس رنگی را هیچ وقت ظاهر نکرده است.

 

 

  • یکی از بچه ها می گفت:«مایرعکس نگرفته که خاک بخورد و آن دیگری هم می گوید خب اگر این عکس ها را نمی خواست نشان دهد پس چرا عکس گرفته است ؟. خب این یک فهم خیلی عامیانه است در مورد کارهای یک هنرمند آن هم هنرمندی که آنقدر سخت و دیریاب است . در این مقاله ای که نوشته اشاره ای  به فیلم «مزاحم زیبا » کردم. نقاش زمان خیلی طولانی را صرف نقاشی کشیدن می کند در آخر آن نقاشی را به هیچ کس نشان نمی دهد. مایر راه را تمام شده می دانست در واقع این زادنی که از خودش به جای می گذارد که اگر مرد این عکس ها را از خود به جای بگذارد.  نتیجه می گیریم او با هیچ عکاسی سروکار نداشت ، هیچ نمایشگاهی نمی رفت، هیچ جریان عکاسی ای را نمی شناخت و هیچ کتاب عکاسی را ورق نمی زد . او به دنبال اتفاق های عجیب و غریب مالیخولیایی می گشت، روزنامه ها را ورق می زد و عکس های روزنامه ها را می دید و به دنبال آن سوژه ها می رفت. مایر به مرد فرانسوی نامه می نویسد و می گوید :فکر می کنم عکس های بدی نیست . او نمی خواست به مرد فرانسوی خودبزرگ بینی نشان دهد. از عکس هایی که می گرفت راضی بود و عکس ها را به هیچکس نشان نمی داد چون از عکس هایی که می گرفت لذت می برد و احتیاجی به این نداشت که حتما باید به کسی نشان دهد. جان مالوف برای آنکه وجدان خود  را آسوده کند، می گوید:« فکر می کنم که چون خیال می کردم نمی خواهد عکس ها را به کسی نشان دهد،حتی در آن نامه نوشته شده بود که نظرت را به من بگو بنابراین مایر دوست داشت آن عکس ها را نشان دهد و ما به جای او این کار را انجام دادیم». مالوف برای راحتی وجدان خود مصادره به مطلوب می کند. در واقع فرانتس کافکا به دوست نزدیک خود ماکس برود وصیت کرده‌بود که تمام آثار او را نخوانده بسوزاند. ماکس برود از این دستور وصیت‌نامه سرپیچی کرد و بیشتر آثار کافکا را منتشر کرد. و خیلی ها الان خوشحالند که او این نامه ها را نسوزانده این ها را منتشر کرده است منتهی به دوستش خیانت کرده است همینطور که هدایت جلوی چشم مصطفی فرزانه رمانش را پاره کرد آن رمان مال خودش بوده و برای از بین بردن  آن حق داشته است .

 

  • ده ها هنرمند مانند ویوین مایر هست که شاید هیچ وقت فیلم آنها ساخته نشود و به حرف آنها گوش داده می شود. در اینجا هم مالوف می گوید:«حس بدی دارم نسبت به  کسی که او را آشکار می کنم که خودش می خواست آشکار نشود ». من خوشحالم  این نگاتیو ها را پیدا نکردم و فقط مخاطب آن عکس ها هستم چون در معذوریت اخلاقی قرار می گرفتم نمی دانستم .

 

 

  • مایر در شیکاگو زندگی می کرد و یه طور خیلی عمده در آنجا عکس می گرفت و در جایی اشاره می کند به بیشترین عکس هایی که در سال ۱۹۶۲ گرفته است که ما آن سال را به دهه ۶۰ می شناسیم. مانندعکس هایی که کاوه گلستان از شهر نو به اصطلاح قلعه گرفت. الان بیش از هر منبع دیگری می تواند معرف آن مکان باشد، اصیل تر از عکس های کاوه گلستان ما نداریم . فیلم « قلعه » ساخته کامران شیردل که در سال ۱۳۴۸ متوقف شد اگر فیلم را ببینید در تیتراژ آن قید شده  ۱۳۵۷چون در این سال عکس های کاوه گلستان منتشر شد و با این عکس ها فیلم کامل شد . اوژن آنژه هم نگاتیو های ظاهر نشده و عکس های چاپ نشده دارد. او حدود سال ۱۹۰۰ از پاریس عکس گرفت و هیچ منبع دقیق تر ازعکس های آنژه نداریم چون شهر فرانسه بعد از این سال تغییر کرد . تقریبا ۹۰ درصد از عکس های او فاقد آدم است .عکس های ویوین مایر واقعا معرف دقیق از نوع زندگی، پوشش ، مکان ها و شغل است . او در عکاسی به موضوعات مهمی توجه داشت به اصطلاح او تاکید بر زندگی عادی در خیابان داشت. تدوین گر فیلم،حداقل به اندازه کارگردان ها در ساخته شدن فیلم نقش و اهمیت داشته است. درفیلم «نمک زمین » ساخته ویم وندرس در واقع وارد دنیای سالوادور می شود برای اینکه فهم خود را از عکس ها و دنیای او بسازد. او تصمیم ندارد سالوادور را معرفی کند چون این فیلم  قادر نیست سالوادور را بیش از آن که همه می شناسیم معرفی کند. این درواقع زندگی نامه ، بیوگرافی کال و معرف کسی است که ما او را نمی شناسیم. «در جستجوی ویوین مایر» بسیار ابتدایی ساخته شده است چون جان مالوف مستندسازنبوده است . بیشتر به این دلیل این مستند را ساخته که سوژه جذاب بوده است.

 

  • شروع فیلم خیلی جذاب است که تمام این آدم ها درسکوت نگاه می کنند . یک تعلیق و کششی ایجاد می کند که می خواهد بگوید جریان چیست. این آدم ها با سن های مختلف و حالت های متفاوت قرار است چه چیزی برای هم تعریف کنند . جزئیلت فیلم خوب است و موسیقی فیلم خیلی جا افتاده بود. تاکید می کنم عکاس این عکس ها را چاپ نکرده است . عکاسی که این عکس ها را چاپ می کند خیلی اعتبار به عکس می دهد مگر مایر می توانست این عکس ها را چاپ کند؟!. این عکس هایی که گرفته است بسیار پخته است یعنی قطع عکس نشان می دهد که بعد از عکس برداری برش نخورده است . وقتی دوربین ها را تغییر داده است ما دوره به دوره می توانیم بگوییم که این عکس برای کدام دوره است این عکس هایی که  در اینجا دیدیم خیلی آگاهانه و با کادر بندی دقیق بوده است یعنی جزو کسانی نبوده که عکس بگیرد و متوجه نشود که چه چیزی گرفته است دقیقا کادر بندی کرده است .

 

عکس فووووری

«عکس فووووری» عنوان رویدادی است که روز ۲۷ فروردین در «زیرپله» افتتاخ خواهد شد.
در این رویداد «مهدی پارسی» تجربه‌ی حالبی را با مخاطبان به اشتراک می‌گذارد.
علاقه‌مندان می‌توانند از این رویداد هر روز از ساعت ۱۸ تا ۲۰ در گالری «زیرپله» واقع در کریمخان | خیابان ایرانشهر | خیابان کلانتری | پلاک ۴۸ | موسسه فرهنگی و هنری آپ‌آرت‌مان دیدن نمایند.
لازم به ذکر است این رویداد تا ۳ اردیبهشت ادامه خواهد داشت.

برنامه‌هایی که در سال ۹۴ برگزار شد | هفته استان‌ها

موسسه فرهنگی آپ‌آرت‌مان در سال گذشته برنامه‌های مختلفی را برگزار کرد.
این موسسه که در مردادماه سال ۹۴ تاسیس شده است تا کنون کارگاه‌ها و نشست‌های گوناگونی را برگزار کرده است.