بایگانی دسته بندی ها: سینما

نشست ایشى گورو به روایت محمد چرمشیر/ با نمایش فیلم«بازمانده روز»

📍  موسسه فرهنگی هنری آپ‌آرت‌مان

📅  پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶

⏰  ۱۶:۰۰

💳 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

نشست ایشى گورو به روایت محمد چرمشیر / با نمایش فیلم«بازمانده روز»

پنجشنبه ۲۸ دی ماه، در ساعت ۴ بعد از ظهر، در موسسه فرهنگی آپ آرت مان به همراه محمد چرمشیر به تماشای فیلم «بازمانده روز (The Remains of the Day) می نشینیم. این فیلم درامی است که در سال ۱۹۹۳ به کارگردانی جیمز آیوری و بر پایهٔ رمانی با همین نام از کازو ایشی‌گورو ساخته شد. این فیلم موفق شد در ۸ رشته از جمله بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول زن برای بازیِ اما تامسون و بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازیِ آنتونی هاپکینز نامزد دریافتِ جایزه اسکار شود. بعد از تماشای فیلم محمد چرمشیر، نویسنده، نمایشنامه نویس و منتقد هنری که سال هاست روی آثار ایشی گورو تمرکز داشته است به نقد و بررسی این اثر می‌پردازد.
کازوئو ایشی گورو، برنده نوبل ادبیات ۲۰۱۷، در اولین واکنش به کسب این جایزه گفت: اول فکر کردم خبر جعلی است آن هم در این دوره زمانه خبرهای ساختگی! امیدوارم برخی از مضامینی که درباره آنها در کارهایم نوشتم درباره تاریخ، شیوه و روش کشورها و رفتاری که مردم دارند بتواند کمک کند به حال و هوای این روزهای بشریت، زیرا ما وارد دوره‌ای نامشخص از تاریخ جهان شده‌ایم.

این سلسله برنامه بر روی آثار ایشی گورو در ادامه نشست قبلی ( پنجشنبه ۱۱ آبان ماه)، برگزار می شود. در جلسه گذشته با محمد چرمشیر به تماشای فیلم هرگز رهایم مکن (Never Let Me Go) به کارگردانی مارک رومنک محصول سال ۲۰۱۰ انگلستان که بر اساس رمانی به همین نام، نوشته کازو ایشی‌گورو در سال ۲۰۰۵ ساخته شده‌است، نشستیم.

لینک ثبت نام و تهیه بلیت

برای اطلاع از برنامه ها ما را در کانال تلگرام و یا اینستاگرام همراهی کنید.

کانال تلگرام

📷 اینستاگرام

 

نمایش مستند “سلیمان میناسیان : مردی با دوربین فیلمبرداری”

  موسسه فرهنگی هنری آپ‌آرت‌مان
  سه‌شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶
  ۱۸:۰۰
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

 

«سلیمان میناسیان: مردی با دوربین فیلمبرداری»
تهیه کننده و کارگردان: پرویز جاهد
تدوین: علیرضا رسولی نژاد

سلیمان میناسیان، یکی از برجسته ترین فیلمبرداران سینمای ایران است. او فعالیت سینمائی خود را از سال ۱۳۳۷ به عنوان فیلمبردار فیلم های مستند در استودیو فیلم گلستان شروع کرد. میناسیان تعدادی از فیلم های مستند مهم تاریخ سینمای ایران از جمله قسمتی از مستند مشهور موج، مرجان و خارا، تپه های مارلیک، جواهرات سلطنتی (از ساخته های ابراهیم گلستان)، قره کلیسا (آربی اوانسیان) و خانه سیاه است (ساخته فروغ فرخزاد) را فیلمبرداری کرده است. میناسیان همچنین فیلمبردار فیلم های داستانی خشت و آینه (ساخته ابراهیم گلستان)، طلوع و فریاد (هر دو از ساخته های خود میناسیان)، بوده است.
فیلم مستند «سلیمان میناسیان: مردی با دوربین فیلمبرداری» ساخته پرویز جاهد، پرتره ای از این هنرمند تصویرگر برجسته سینمای ایران است. میناسیان سال هاست که دور از ایران و در لندن زندگی می کند. پرویز جاهد در این فیلم، گوشه هایی از زندگی میناسیان را در غربت به تصویر کشیده و به بررسی همکاری او با ابراهیم گلستان و فروغ فرخزاد و جایگاه او در سینمای مدرن ایران پرداخته است.

لینک ثبت نام و تهیه بلیت

برای اطلاع از برنامه ها ما را در کانال تلگرام و یا اینستاگرام همراهی کنید.

لینک کانال تلگرام

📷 اینستاگرام

نقد و بررسی فیلم «هزار و نهصد و هشتاد و چهار» بر اساس شاهکار جورج اورول / با حضور دکتر امیرعلی نجومیان

📍  موسسه فرهنگی هنری آپ‌آرت‌مان

📅  پنجشنبه ۰۹ آذر ۱۳۹۶

⏰  ۱۶:۰۰

💳 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان
تماشای شاهکارهای ادبی با «دکتر امیرعلی نجومیان»

سینما و ادبیات سالهاست که با هم تلفیق می‌شوند و سال‌هاست نشست‌هایی تحت عنوان سینما و اقتباس در حال برگزاری است. اینبار اما موسسه آپ آرت‌مان تصمیم گرفته است با حضور یکی از بهترین منتقدان ادبی و نشانه‌شناس به بررسی شاهکارهای ادبی که به فیلم درآمده‌اند بپردازد. دکتر امیرعلی نجومیان هفت فیلم از شاهکارهای ادبی جهان انتخاب کرده است که باشما به تماشای آن بنشیند و در مورد متن، فیلم، نویسنده، کارگردان و ژانر ادبی و سینمایی آن صحبت کند. با موسسه آپ آرت مان همراه باشید.

برنامه هفتم: فیلم «هزار و نهصد و هشتاد و چهار» (Nineteen Eighty-Four)
کارگردان: مایکل ردفورد
سال ساخت: ۱۹۸۴
بازیگران: جان هارت و ریچارد برتون
بر اساس شاهکار جورج اورول

 لینک ثبت نام و تهیه بلیت

برای اطلاع از برنامه ها ما را در کانال تلگرام و یا اینستاگرام همراهی کنید.

لینک کانال تلگرام

📷 اینستاگرام

مستندهای ابراهیم گلستان/ با حضور محمد تهامی نژاد و پرویز جاهد

📍  موسسه فرهنگی هنری آپ‌آرت‌مان

📅  سه‌شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۶

⏰  ۱۸:۰۰

💳 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

در این جلسه مستندها آتش، موج مرجان و خارا و خرمن و بذر به نمایش گذاشته خواهد شد

ابراهیم گلستان  از سال ۱۳۳۶، استودیوی سینمایی خود را که با نام «استودیو گلستان» تأسیس کرد و تعدادی فیلم مستند برای یکی از سازمانهای شرکت نفت ساخت. آتش و موج و مرجان و خارا از این جمله‌اند. به دلیل این همکاری‌ها، عده‌ای از روشنفکران آن دوره به وی لقب «گلستان نفتی» داده بودند.  این درحالی است که این چند فیلم مستند یکی از نمونه های کامل مستند است و فیلم هایی اعتراضی هم محسوب می شود.

با حضور محمد تهامی نژاد و پرویز جاهد

لینک ثبت نام و تهیه بلیت

برای اطلاع از برنامه ها ما را در کانال تلگرام و یا اینستاگرام همراهی کنید.

لینک کانال تلگرام

📷 اینستاگرام

 

ایشی گورو به روایت محمد چرمشیر/همراه با نمایش فیلم “هرگز ترکم نکن”

📍  موسسه فرهنگی هنری آپ‌آرت‌مان

📅  پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶

⏰  ۱۶:۰۰

💳 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

کازوئو ایشی گورو، برنده نوبل ادبیات  ۲۰۱۷، در اولین واکنش به کسب این جایزه گفت: اول فکر کردم خبر جعلی است آن هم در این دوره زمانه خبرهای ساختگی! امیدوارم برخی از مضامینی که درباره آنها در کارهایم نوشتم درباره تاریخ، شیوه و روش  کشورها و رفتاری که مردم دارند بتواند کمک کند به حال و هوای این روزهای بشریت، زیرا ما وارد دوره‌ای نامشخص از تاریخ جهان شده‌ایم.
پنجشنبه ۱۱ آبان ماه، در ساعت ۴ بعد از ظهر، در موسسه فرهنگی آپ آرت مان به تماشای فیلم هرگز رهایم مکن (Never Let Me Go) به کارگردانی مارک رومنک محصول سال ۲۰۱۰ انگلستان که بر اساس رمانی به همین نام، نوشته کازو ایشی‌گورو در سال ۲۰۰۵ ساخته شده‌است می نشینیم. سپس محمد چرمشیر، نویسنده، نمایشنامه نویس و منتقد هنری که سال هاست روی آثار ایشی گورو تمرکز داشته است به نقد و بررسی این اثر می‌پردازد.
این سلسله برنامه بر روی آثار ایشی گورو ادامه خواهد داشت و ماه آذر همراه با محمد چرمشیر به تماشای فیلم «بازمانده روز» اثر اقتباسی دیگری از ایشی گورو می پردازیم.

 لینک ثبت نام و تهیه بلیت

برای اطلاع از برنامه ها ما را در کانال تلگرام و یا اینستاگرام همراهی کنید.

لینک کانال تلگرام

📷 اینستاگرام

 

نمایش مستند « زمناکو » در گرامیداشت روز جهانی صلح

همزمان با گرامیداشت روز جهانی صلح  📅 چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶، مستند « زمناکو » به کارگردانی مهدی قربانپور ⏰ ۱۸:۰۰ در موسسه فرهنگی و هنری آپ آرتمان به نمایش در می‌آید.

کارگردان: مهدی قربان پور

  • برنده تندیس شایستگی بهترین فیلم مستند از هفدهمین جشن خانه سینما
  • برنده تندیس شایستگی بهترین پژوهش از هفدهمین جشن خانه سینما
  • برنده تندیس بهترین کارگردان از نهمین جشنواره سینما حقیقت (جایزه شهید آوینی)
  • کاندیدای بهترین فیلم هنر و تجربه در نهمین جشنواره بین المللی سینما حقیقت
  • برنده جایزه بزرگ بین الادیان سی و چهارمین جشنواره جهانی فیلم فجر

بخشی از گفتار متن فیلم  زمناکو
همیشه به کس دیگه ای احتیاج داریم تا بخش هایی از خاطرات و زندگی ما رو ثبت کنه… بخشی از خاطراتی رو که خودمون نمی تونیم به یاد بیاریم… دو این بخش از زندگی ما تو ذهن اون ها پیدا می شه…

خلاصه فیلم
۱۶ مارچ ۱۹۸۸ (۲۵ اسفند ۱۳۶۶) حلبچه شهری مرزی در اقلیم کردستان عراق توسط صدام بمباران شیمیایی می شود، این اتفاق باعث جدایی  کودکی ۴۰ روزه از آغوش مادرش می شود.

عوامل فیلم:
تصویربردار: صادق سوری، باسط جبار/ تدوین: ارسلان امیری/ صدابردار: هادی ساعد محکم، کیومرث سبحانی/ طراحی و ترکیب صدا: احسان افشاریان/ موسیقی: مجید پوستی/ مدیر تولید: محمد هادی حیدری/ طراح گرافیک: حامد بارئی طبری/ دستیار کارگردان: ریبوار احمد حمل عبابیلی/ دستیار تدوین: هادی احمدی/ دستیار تولید: مهدی محمدی تجلیل/ تهیه کننده: محمد شکیبا نیا با مشارکت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

لینک ثبت نام و تهیه بلیت

برای اطلاع از برنامه ها ما را از طریق کانال تلگرام و اینستاگرام همراهی کنید.

لینک کانال تلگرام

📷  اینستاگرام

گزارش نشست مستند«پنج پرده در باب غذای ایرانی» با حضور سپیده ابطحی

زهره عزپور . عصرچهارشنبه ، ۴ مردادماه مستند«پنج پرده در باب غذای ایرانی» ساخته سپیده‌ابطحی درسینما تک آپ‌آرت‌مان به نمایش درآمد درادامه جلسه نقد وبررسی درموسسه فرهنگی وهنری با حضورعلاقه مندان برگزار شد.

پنج پرده در باب غذای ایرانی مستندی است در پنج اپیزود درباره پنج نوع‌غذای‌ ایرانی که درهراپیزود سعی می‌کند همراه کاراکترها و با استفاده از منابع آرشیوی و فضای موسیقایی  به بخش‌هایی از پس زمینه‌های فرهنگی آن غذا درایران نزدیک شود.

سپیده ابطحی:

  • درسال ۸۷ پروژه‌ای به نام سلیقه ایرانی مطرح شد که قراربود این پروژه را با تعدادی کارگردان عملی کنیم. دراین پروژه موضوع غذا را انتخاب کردم اما ازاین پروژه دولتی بیرون آمدم چون می‌دانستم برای فیلم ما مشکلاتی ایجاد می‌کرد. برای این فیلم سرمایه‌گذاری کردم و به خودم گفتم که باید این فیلم را تمام کنم.
  • مستند ” پنج پرده درباب غذای ایرانی ” درسینما حقیقت و خانه سینما و در خارج از ایران هم در فرانسه و آلمان به نمایش درآمده و حتی در تهران اکران خصوصی داشته است .
  • معقوله غذا چیز جالبی است اما برایم جالب نبود که فقط فیلمی‌ راجع به غذا بسازم. یکی از المانت‌های تاثیرگذارغذا ازجهت مردم شناسی ساخت پس زمینه‌های فرهنگی است به این دلیل ازهمان ابتدا ذهنم به این سمت متمایل بود برای اینکه عواملی را که به هر علتی روی غذایی که پخته می‌شود تاثیر می‌گذرد را پیدا کنم. این یک پروسه طولانی بود و به کمک سرپرست پژوهش معصومه ابراهیمی توانستم جهتی را که براساس آن این چند نوع غذا بود را پیدا کنم و درواقع سعی کردم پشت هر کدام از اینها یک سنتی باشد. درمقطعی ازتاریخ قومیت، وضعیت اقتصادی و سیاسی درغذای یک ملت تاثیر می‌گذارد و برایم سخت بود که غذاها را بخش‌بندی کنم چون چند نوع غذا و قومیت وجود دارد ولی آمدم درطرح‌های اولیه طبقه بندی کردم وبه کمک پژوهشگر این فیلم توانستم به این چهار فصل برسم که هرکدام نماینده میراثی است که پشت فرهنگ غذایی ایران است.
  • درابتدا سناریوی این فیلم را نوشتم و طراحی کردم و از قبل به این فکرکرده بودم که چه وقت از آرشیو استفاده کنم ؛ هرازگاهی این‌ها را درذهنم طراحی می‌کردم که بعد بتوانم آن‌ها را مونتاژ کنم. معصومه ابراهیمی مردم شناس و سرپرست پژوهش به من کمک کرد که به سمت دلایل فرهنگ غذایی و ریشه‌ی آن بروم . چیزی که در اینجا برایم اهمیت نداشت غذای ایرانی بود و بیشترین چیزی که برایم اهمیت داشت فرهنگ غذایی بود. بیشترمنابعی که پژوهشگرما جمع آوری کرد از دوره قاجار یا حتی قبل ترازاین دوره بود . در اینجا ما می‌خواستیم ببینیم کجا می‌توانیم متریال تصویری یا جنبه‌ی بصری ایجاد کنیم که رنگ و لعاب این کار را درست پیش ببریم. منابع تحقیقاتی ما ازمنابع درست و قابل درک بود و به این دلیل بیشترازاین منابع استفاده کردیم.بیشترعکس‌های به کار برده شده مستند پنج پرده درباب غذای ایرانی بیشترازعکس‌های موزه گلستان است.
  • مستند «پنج پرده در باب غذای ایرانی»، درخارج ازایران هم به نمایش درآمد حتی این فیلم برای ارامنه جذاب‌تر بود ولی درفستیوال‌های مردم شناسی خیلی جالب‌تربود. با نمایش این فیلم درخارج ازایران بازخوردهایی از تماشاگرهای آلمانی دریافت می‌کردم و برای آنها جالب بود که ایران را از یک وجه دیگرببینند. مسئله‌ای که وجود دارد این است ، کسانی که ازاروپا به ایران سفر می‌کنند مسئله غذا در ذهن آن‌ها‌ می‌ماند و این موضوع را بیشتر متوجه می‌شوند. سوژه ؛ به من دستور می‌داد که فیلم برایم جذابیت داشته باشد و من هم از این دستور تبعیت می‌کردم.
  • مستند پنج پرده در باب غذای ایرانی فیلم سرحالی است و برای من خیلی تجربه‌ی عجیب و غریبی است. اگر دوباره بخواهم این فیلم را بسازم طور دیگر می‌سازم. در اینجا کاراکتر‌ها با توجه به اینکه چقدر تاریخ شفاهی را می‌توانند منتقل کنند را انتخاب کردم. اگردوباره بخواهم سراغ این سوژه بروم ممکن است آدم‌های دیگر را انتخاب کنم.
  • دراین مستند مقوله قومیت عنوان می‌شود. درهمه جای دنیا فکرمی‌کنم غذا خوردن یک‌جورمناسکی درخود دارد ولی درایران با کمی تلطیف بیشتر همراه است چون عمل خیابانی توام با شادی کردن باشد وجود ندارد.

 

گزارش نشست / شبی با پدرخوانده با حضور حمیدرضا صدر و صفی یزدانیان

زهره عزپور. شبی با پدرخوانده عنوانی ازنمایش قسمت‌هایی از فیلم پدرخوانده است که با حضورحمیدرضا صدر و صفی یزدانیان درعصرچهارشنبه ۲۸ تیرماه ساعت ۱۹:۳۰ در سینما تک آپ‌آرتمان به نمایش درآمد و سپس جلسه نقد و بررسی درموسسه فرهنگی و هنری برگزار شد.

صفی یزدانیان:

  • پدرخوانده ازنظرماندگاری فیلم مهمی است. درچاپ جدید کتابم درمورد فیلم پدرخوانده مطلبی نوشتم و در آنجا خیلی سعی کردم این موضوع را توضیح دهم. در مورد موزیک بگویم ؛ خیلی خوشحال می‌شوم فیلمی داشته باشم که موزیک آن به هرشکل یا آوازی شنیده شود. همیشه آرزویم این بود که فیلمی بسازم و از طریق فیلم، موزیک آن شنیده شود. در این فیلم موزیک خیلی خوب به کاربرده شده است. در اینجا، گاهی صدای پای مایکل کورلئونه که به ملاقات مادرش می‌رود شنیده می‌شود. درست درهمان صحنه ای که کی آدامز با بازی (دایان کیتون ) که پشت ماشین خیاطی نشسته است ، صدای پا دراین صحنه، فقط صدای کلید پیانو است.
  • نکته‌ای که خیلی برایم جالب است؛ ارتباط این فیلم با ژانر، تاریخ سینما و اینکه ازکجای تاریخ سینما آمده است. پدرخوانده را به عنوان فیلم یا ژانر گانگستری نمی‌بینم و اصولا آن را یک تراژدی می‌بینم. نکته‌ای که در سینمای گانگستری برایم وجود دارد این است؛ چه چیزهایی ازسینمای گانگستری گرفته و درواقع چه چیزهایی را به کل سینما که فراتر از سینمای گانگستری است داده است.
  • وقتی فیلم پدرخوانده را می‌بینید در وهله‌ی اول فکرمی‌کنید چقدر جالب است آنها به واسطه این فیلم‌ها خیلی از نکاتی را نشان می‌دهند که سال‌ها نشان داده نشده است. این نکات را ۴۰ سال است بیان می‌کنند به این دلیل که چیزی نمی‌توان به آن اضافه کرد. از ساخت این فیلم ۴۵ سال می‌گذرد و نکات خیلی کمی در مورد آن وجود دارد که در حال حاضر بتوان راجع به آن صحبت کرد اما دو اسطوره اصلی راجع به عوامل و بازیگران فیلم و انتخاب مارلون براندو است که استودیو او و حتی آلپاچینو را نمی خواست.
  • فیلم مستندی که براساس صدای مارلون براندو به نام Listen to me marlon « به من گوش کن مارلون» ساخته شده است صدایی است که براندو سال‌ها پیش از ابتدای کار با خود حرف می‌زد و صدای خود را ضبط می‌کرد و نظرش را راجع به همه چیز بیان می‌کرد. صدها ساعت صدای مارلون براندو موجود است و اخیرا صدای او کشف شده است و خانواده‌ی او اجازه دادند از صدا استفاده شود.
  • در فیلم پدرخوانده جز فرانسیس فورد کاپولا کسی با حضور آلپاچینو در این فیلم موافق نبود. چیزی که برایم جذاب است و درجشن ۴۵ سالگی فیلم متوجه شدم این است که تا شروع فیلم حتی تا نصفه‌های فیلم آلپاچینو را نمی‌خواستند. صحنه‌ی رستوران را خیلی زود درون فیلم به نمایش می‌گذارد برای اینکه می‌دانست در آنجا آلپاچینو می‌توانست بازی درونی بدون دیالوگ و با ترس درونی داشته باشد و با تغییر صحنه توان بازی آلپاچینو را نشان دادند.
  • درفیلم پدرخوانده همه چیز حتی روابط خانوادگی مخفی است. ما هیچ‌وقت نه کلوزآپ‌ها و نه نورهای داخلی را که گوردون ویلیس با نورهای کم فیلمبرداری کرده است را آشکارا نمی بینیم. اسم فیلم پدرخوانده را جذابیت پنهان کاری می گذارم. دراینجا نه تنها نورپردازی گوردون ویلیس بلکه همه چیز پنهان کارانه است . شما دراین فیلم می‌بینید که نسبت آدم‌ها با هم و نسبت نور با صحنه دقیقا همان چیزی است که باید آشکار باشد. در اینجا سکانس عروسی آشکار است اما چیزی که پنهان است روابط درون خانواده به عنوان خانواده مافیایی است. اسم مافیا فقط یکبار در فیلم می‌آید. این پنهان کاری یکی از جنبه‌هایی است که روی آن خیلی تاکید دارم.
  • نکته‌‌‌ای که در فیلم پدرخوانده وجود دارد وجود گربه در تاریخ سینما است. قرارنبود گربه درون فیلم باشد و فقط در دو پلان این گربه حضور دارد. در فیلم ما بیشتر از اینکه چشم های مارلون براندو را ببینم، دست‌های او را می‌بینیم. وقتی دوربین به عقب حرکت می‌کند اولین چیزی که از پدرخوانده می‌بینیم دست‌های براندو است. من اسم این دست‌ها را رقص‌نگاری در پدرخوانده گذاشتم . دست‌های پدرخوانده در زمانی که در جایگاه پدرخوانده قراردارد خیلی مهم است. او هیچ چیزی در دست ندارد و در اصل قدرت مطلق احتیاجی به اسلحه ندارد.
  • اگر هر سه فیلم را دنبال کنید می‌بینید تا نیمه‌های فیلم اول پدرخوانده با نقش آفرینی آلپاچینوروی روی صندلی خدایی نشسته و اسلحه به دست دارد اما از وقتی که در مقام پدرخوانده قرارمی‌گیرد چیزی در دست ندارد و نهایتا نوازش می‌بینید که صورت کانی کورلئونه را نوازش می‌کند. به نظرم این رقص‌نگاری دستها چیزجذابی است.
  • زن داستان ؛ ساده ترین زنی است که درتمام این ۳ فیلم وجود دارد ولی او نمی‌تواند از گذشته‌‌ای که داشت فرار کند. در اینجا کی‌آدامز یکی از کاراکترهای خیلی اساسی فیلم است. با وجود اینکه فیلم در ظاهرو باطن فیلم مردانه است اما داستان زن با بازی دایان کیتون در نقش کی آدامز هم درون فیلم خیلی برجسته است. در اینجا دو نکته درمورد دایان کیتون وجود دارد. مایکل ، زن آمریکایی را که بیرون از قاب خانواده ایستاده است را به داخل قاب خانواده راهنمایی می‌کند. آخرین پلان فیلم، بیرون کردن آن زن آمریکایی از قاب است.  یعنی درست صحنه‌ای است که کی آدامز از مایکل می پرسد تو واقعا برادرت را کشتی؟ می گوید نه. با بیرون کردن مایکل ازکادر، فیلم تمام می‌شود و با آمدن او درون کادر داستان کی آدامز شروع می‌شود .
  • اساسا در فیلم وقتی می‌گویند خانواده ، خانواده یعنی ایتالیا. برای همین وقتی مایکل بعد از قتل خود را تبعید می‌کند و به سمت سیسیل می‌رود در آنجا به آسانی عاشق می‌شود . یکی ازچیزهایی که در اینجا دیدیم و حتما خیلی معروف است شروع استفاده نمادین در هر سه فیلم است. در فیلم ، میوه پرتغال یکجورهایی اعلام خطر است. در اولین کلیپی که بین تهیه کننده و رابرت دووال دیدیم که می‌گوید من بروم خبر بد را بدهم تا آخر فصل سوم هروقت میوه پرتغال را می‌بینیم یعنی اعلام خطر.
  • در فیلم پدرخوانده اگر به چشمان مایکل کورلئونه با نقش آفرینی آلپاچینو که به ملاقات دایان کیتون در نقش کی آدامز به آمریکا رفته است نگاه کنید دیگر هیچ برقی در چشمان او نمی بینید یعنی روح برای عشق ورزیدن وجود ندارد و فقط باید بکشد. بنابراین این فصل را اگر بخواهیم به قبل و بعد تقسیم کنیم جایی است که شاید می توانست رستگار شود.
  • در این فیلم دو موضوع وجود دارد. در فصل اول ، صحنه‌ی توطئه برای مرگ مارلون براندو(دون ویتو کورلئونه) اتفاق می افتد  که در ادامه متوجه می‌شویم راننده خود را به بیماری زده است. در اینجا شیرینی کانولی که شیرینی ایتالیایی سنتی سیسیل است نقش خیلی مهمی در گادفادرها بازی می کند ، به این دلیل که در مراسم عروسی دست به دست می‌شود. در اپرای آخر گادفادر فصل سوم  یکی از ترورهایی که اتفاق می افتد با کانولی است. مارتین اسکورسیزی و فرانسیس فورد کاپولا در فیلم خود از موسیقی فیلم پدر خوانده استفاده کردند. به گفته فرانسیس فوردکاپولا تفاوت من با اسکورسیزی یا گروه رابرت دنیرو در طریقه‌ی بزرگ شدن است. آنها در بین ولگردهای نیویورک بزرگ شدند اما من در سنت دیگری بزرگ شدم و نگاه من با آنها متفاوت است. شاید نگاه من صورت حماسی‌تر دارد به این دلیل که بیشتر جنبه های ترازیک آن برایم مهم بوده تا جنبه رقابت و خشونت‌ها. در هر سه فصل فیلم پدرخوانده اگر پرتقال، زیتون و شیرینی کانالی را دنبال کنید می‌بینید که چقدر دست به دست می‌شود و در فصل سوم با مرگ مایکل کورلئونه نشان داده می‌شود.
  • فرانسیس فوردکاپولا اصرارخیلی زیادی به عنوان فیلم داشت که عنوان فیلم سوم را مرگ مایکل کورلئونه بگذارد و نه صرفا پدرخوانده۳ ، به این دلیل که می گوید کل پدرخوانده برایم مایکل کورلئونه است حتی دون ویتو کورلئونه هم نیست چون مایکل دراین موقعیت تراژیک قرار گرفته و تا اینجا آمده است.
  • ما به عنوان تماشاگر نمی‌توانیم بگوییم چه آدم‌های خشنی در این فیلم هستند چون کلیت فیلم را پذیرفتیم و فیلم را در چنین دنیایی تماشا می‌کنیم و تقریبا هرکس که این‌ها را می‌کشد ما طرف آن هستیم. ذات سینما چپ است و یک نمونه موفق هم در سینما نداریم که ارباب قدرت اقلیت را سلاخی کند و ما طرف ارباب قدرت باشیم این را به عنوان کلی می گویم و فقط از نظر قدرت سیاسی نمی‌گویم . ما همچین چیزی را در سینما نمی‌بینیم و دلیل آن هم خیلی روشن است سینما با مردم سرو کار دارد و نمی‌تواند چیزی را خلاف مردم بفروشد. این در ذات سینما است این کار را در سینماهای هنری انجام می‌دهند و ما چنین نمونه‌هایی نداریم. یعنی ما اکثریت غالب را می‌بینیم. به نظرم نمی‌شود از موضع قدرت اقلیتی را کوبید و نشان داد که فیلم ماندگار یا اساسا موفقی در سینما باشد.

حمیدرضا صدر:

  • اگر بخواهم اهمیت فیلم پدرخوانده را بگویم کتاب‌های تاریخ سینما دهه ۷۰ آمریکا وجود دارد. فیلم پدرخوانده درسال ۱۹۷۲ ساخته شده است. دقیقا این نخستین فیلم Black Bastards سینمای مدرن امروز است. درسال ۷۲ این فیلم پرفروش می‌شود و بعد از آن چرخه ساخت فیلم شروع می‌شود و دوسال بعد قسمت دوم فیلم پدر خوانده ساخته می‌شود. تاثیری که سینمای دهه ۷۰ روی فیلم‌های بزرگ می‌گذارد را نمی‌توان بدون این تعریف کرد. این فیلم عملکرد چند وجهی دارد بنابراین چه از طریق جزئیات ساختاری فیلم و حتی تغییر در جریان سینمای روز است. در فیلم پدرخوانده قرار نبود آل پاچینو درنقش (مایکل کورلئونه) ظاهر شود بلکه قرار بود جیمزکان یا رابرت دنیرو این نقش را ایفا کنند.
  • در فیلم پدرخوانده بسیاری از صحنه‌ها در آشپزخانه اتفاق می‌افتد بنابراین در اینجا غذا خیلی مهم است. اگر شما یکبار دیگر این فیلم را ببینید، می‌بینید که برخوردها مواقعی است که دارند غذا می‌خورند و یا درآشپزخانه هستند.
  • فرانسیس فورد کاپولا گزینه اول هیچ‌کس نبود و تنها زمانی نوبت به او رسید که جمعی از کارگردانان همگی به فیلم پارامونت نه گفتند. رابرت اوانز معتقد بود در گذشته فیلم‌های مافیایی به این دلیل موفق نشده‌اند که توسط یهودی‌ها کارگردانی شده و بازیگران اصلی‌ آن نیز یهودی بوده‌اند. به گفته رابرت اوانز ، بین فیلم گانگستری و مافیایی تفاوت وجود دارد . فیلم گانگستری از فرهنگ آمریکا می‌آید اما فیلم‌های مافیایی زبان ایتالیایی‌ها است. باید یک نفر فرهنگ ایتالیایی‌ها را بداند و ما باید به دنبال کارگردانی باشیم که ایتالیایی تبار باشد. بنابراین سراغ فرانسیس فــورد کاپـــــــولا می‌آید که ایتالیایی تباربوده است. برای انتخاب دو بازیگر اصلی که می خواستند نقش دون ویتو کورلئونه را بازی کند به غیر ازمارلون براندو، اورسون ولزرا هم در نظر داشتند. استودیو برای نقش «مایکل کورلئونه» به دنبال رایان اونیل و رابرت ردفورد بوده است. این نگرش که ما باید از افرادی استفاده کنیم که روح اثر ماریو پوزو را احساس کرده باشند تا بتوانند این صحنه‌ها را در بیاورند درفیلم تنیده شده است .
  • صحنه‌های اولیه‌ای که از فیلم گرفتند صحنه‌های داخلی و اکثرا با نور کم بود. فرانسیس فوردکاپولا در ساخت این فیلم موفق بوده است. او توانست محافظه کاری استودیوها را پشت سر بگذارد و آنها به او اعتماد کنند. درفصل افتتاحیه قرار بود فیلمنامه در ابتدا با یک نمای دور از باغ شروع شود و بعد به اتاق بیاید. این یک آغاز نامتعارف است که درحقیقت ما پدرخوانده را نمی‌بینیم.
  • در اینجا ما واژه GODFATHER را پدرخوانده می‌گوییم ولی در انگلیسی واژه GOD خیلی مهم است. در اینجا پدرخوانده بودن با ایجاد حیرت انگیزی تبیین می‌شود. چند واژه کلیدی وجود دارد برای کسی که به دیدن پدرخوانده آمده است. نخستین آن عدالت و امن بودن است که هر دو در مفاهیم مذهبی قرار دارند. در فیلم مبانی و مفاهیم مذهبی خیلی پرشمار است.
  • نکته ای در مورد فیلمبرداری گوردون ویلیس وجود دارد این است که او می خواست برای فیلمبرداری نور کم باشد در حقیقت یکجور قهوه ای تیره که از آن مهم‌تر ما چشمان مارلون براندو  را که در نقش (دون ویتو کورلئونه) بازی می‌کرد را نبینیم. شما درست تشخیص نمی‌دهید که روی چشمان براندو سایه افتاده است یا چشمان او دارد برق می‌زند.
  • در تار و پود فضای محسور و بسته فیلم، فضای مربوط به خانواده کورلئونه و فضای مربوط به بقیه را می‌بینیم در کل این دو از هم متفاوت است یعنی در فیلم فضای بیرونی و درونی داریم. در اینجا فضای محسور برای کورلئونه است که کاملا تعریف می‌شود. فصل عروسی حیرت انگیز است. در عرض ۲۰ دقیقه همه‌ی شخصیت‌ها را معرفی می‌کند و ایجازی که این فصل دارد فوق العاده است.احساس می‌کنیم که این عروسی واقعی است. از همین فصل مراسم عروسی متوجه می‌شویم که پدرخوانده با فیلم گانگستری متفاوت است. در اینجا متوجه می‌شویم با دنیای متفاوت و داستان پیچیده تر رو به رو هستیم. در اینجاست که برای نخستین بار می‌خواهند عکس یادگاری بگیرند  شما دراینجا اهمیت خانواده را می‌بینید. یعنی بدون اینکه همه خانواده باشند این عکس یادگاری گرفته نمی‌شود.به گفته فرانسیس فورد کاپولا این صحنه‌ها را می‌خواست همچون مدل سینما وریته (معادل سینما-حقیقت) کارگردانی کند با فیلمبرداری گوردون ویلیــس.
  • در دیالوگ‌های یک خطی نخستین دیالوگ برای فیلم پدرخوانده و بعدی برای فیلم برباد رفته است.
  • رمان پدرخوانده به نویسندگی ماریو پوزو، شخصیت دایان کیتون (کی آدامز) یک پروتستان است و در طول داستان می‌آید و ایتالیایی می‌شود و صحنه‌های زیادی را با مادرش می‌گذراند اما فورد کاپولا تغییر اساسی با آنچه که در کتاب نوشته شده است می دهد. در کتاب این زن در دل خانواده حل می شود اما در فیلم اینطور نیست.
  • صحنه‌ای در این فصل وجود دارد که نخستین بار  است ما خشونت پدرخوانده را می‌بینیم . یکی از عملکردها نه تنها آن دردمنشی پدرخوانده را نشان می‌دهد بلکه پیوند آن با رسوم کهنه‌ی مافیا را بیان می‌کند. یک اصطلاحی در مافیا وجود دارد و آن این است ، اگر تو در ابتدا می‌خواهی به کسی هشدار دهی سر سگ برایش بفرست و در حقیقت در اینجا می‌فهمیم که مدل پدرخوانده هنوز در دنیای قدیمی است و دارد به آن مدل هشدار می‌دهد.
  • در تاریخ سینما ، فصل غسل تعمید معروف است. در کتاب ماریو پوزو فصل‌های پرشماری را توضیح می‌دهد اما در تدوین ۵ دقیقه با ۶۷ نما خلاصه می‌شود و این دو بخش را با هم تلفیق کرده است. غسل تعمید برای آمرزش روح، بخشش از گناه‌هان و جنبه‌های مذهبی به اوج می‌رسد که در فیلم‌های بعدی خصوصا در فصل ۳ فرانسیس فورد کاپولا می‌رود و با کلیسا فیلم می‌سازد و به پاپ و واتیکان رشوه  می‌دهد که در آنجا فساد واتیکان را می‌بینیم. در نمای پایانی گوردون ویلیس صحنه‌ها را ازتابلوهای نقاشی سن سباستین مقدس گرفته است دقیقا کوپولا سعی کرده است آن جنبه های مذهبی را نشان دهد. در این سه فیلم مایکل کورلئونه برای من می‌شود هیولا یعنی رومانتیسیزم Romanticism را دیگر نمی بینم.

 

خوانش سوم اومبرتو اکو خوانی /آونگ فوکو با دکتر مسعود کوثری

📅 پنجشنبه ۰۵ مرداد ۱۳۹۶
⏰ ۱۶:۰۰
💳 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

خبرنگاری از امبرتو اکو می پرسد: آقای اکو رمان هایتان چگونه شروع می شود؟ و اکو جواب می دهد از چپ به راست! اما برخلاف طنز همیشگی اکو واقعیت این است که رمان های امبرتو اکو با خلق یک جهان شروع می شود و برای خواندن آن باید رمز این خلاقیت را گشود. موسسه آپ آرت مان در نظر دارد در طی یک دوره یکساله «امبرتو اکو خوانی»، با دوستداران ادبیات معاصر و خوانندگان بالقوه و بالفعل این نویسنده بی بدیل و فیلسوف ایتالیایی، آثار ادبی و روایی او را به نقد و تفسیر بپردازد. جلسات امبرتو اکو خوانی آپ ارت مان پنجشنبه های اول هر ماه برگزار می شود. در هر جلسه یکی از استادان و کارشناسان به نقد و بررسی یک کتاب ادبی و روایتی (غیرنشانه شناسی) ترجمه شده از امبرتو اکو می پردازد و در کنار آن فیلم های مرتبط به آن اثر و یا مصاحبه های امبرتو اکو با زیر نویس فارسی نمایش داده خواهد شد.

سومین نشست پنجشنبه بنجم مرداد ماه با عنوان «آیا تاریخ جعلی است» با حضور دکتر مسعود کوثری به بازخوانی و تفسیر رمان «آونگ فوکو»، سخت ترین و بهترین رمان اومبرتو اکو (به روایت خودش) با ترجمه و همراهی رضا علیزاده و همراه با پخش فیلم مصاحبه با اومبرتو کو تحت عنوان «من همیشه روایتگر هستم!» برگزار می شود.

لینک ثبت نام و تهیه بلیت

 

فیلم پدرخوانده / با حضور حمیدرضا صدر و صفی یزدانیان

چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶
ساعت: ۱۹:۳۰
بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

اکنون که چهل و پنج سال از ساخت و اکران نخستین قسمت سه گانه پدرخوانده میگذرد هنوز نام این فیلم بر سر زبانهاست و طبق یک نظر سنجی حتی آنهایی که این فیلم را ندیدهاند مدعی این هستند که آن را دیدهاند. پس میتوان گفت سه گانه پدرخوانده فراتراز فیلم سینمایی دارای شان و اهمیت است و با خاطرات بسیاری از سینه فیلها و مردم عادی گره خورده است.
بی گمان وقتی فرانسیس فورد کاپولا این فیلم را میساخته تصور چنین وسعتی در شهرت و آوازه این فیلم نداشته است ولی همه چیز دست در دست هم داد تا پدرخوانده به یکی از مهمترین آثارسینمایی قرن بیستم بدل شود و در این مسیر بیشک نمیتوان حضور ستارگان اسطورهای سینما مثل مارلون براندو، رابرت دنیرو و آل پاچینو را نادیده گرفت.
در برنامه شبی با پدرخوانده که با حضور حمیدرضا صدر و صفی یزدانیان برگزار خواهد شد، شبی نوستالژیک و به یادماندنی در کنار پدرخوانده ارجمند در ذهن ها خواهد ماند!

لینک ثبت نام و تهیه بلیت