بایگانی دسته بندی ها: گزارش

بزرگداشت پنجاه سالگی «شازده احتجاب» اثر «هوشنگ گلشیری» همراه با نمایش فیلم

📍  موسسه فرهنگی هنری آپ آرتمان

📅   چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷

⏰   ۱۸:۰۰

💳  بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

بزرگداشت پنجاه سالگی «شازده احتجاب» اثر «هوشنگ گلشیری» همراه با نمایش فیلم»
باحضور حسین سناپور

شناسنامه فیلم
نام فیلم: شازده احتجاب
کارگردان: بهمن فرمان آرا
نویسنده گان فیلم نامه: هوشنگ گلشیری، بهمن فرمان آرا، بر اساس داستانی با همین نام از هوشنگ گلشیری
بازیگران: جمشید مشایخی – فخری خوروش – نوری کسرایی – ولی شیر اندامی – حسین کسبیان – فیروز بهجت محمدی –پروین سلیمانی – مهری ودادیان – مهری مهرنیا
مدیر فیلمبرداری: نعمت حقیقی
آهنگساز: احمد پژمان
دستیار کارگردان: واروژ کریم مسیحی
طراح لباس و دکور: ملک جهان خزائی
گریم: ایرج سمندی
سرپرست دوبلاژ: علی کسمایی
تیتراژ: فرشید مثقالی
تدوین و صداگذاری: عباس گنجوی
لابراتوار: رادیو تلویزیون ملی ایران، استودیو بدیع
تهیه کننده: تل فیلم
زمان: ٨۶ دقیقه
سال نمایش: ١٣۵٣

فیلم«شازده احتجاب» بر اساس رمان «شازده احتجاب»نوشته هوشنگ گلشیری ساخته شده است. وقتی هوشنگ گلشیری نویسنده فقید ایران ، شازده احتجاب را در سال ۱۳۴۸ در سی و دو سالگی منتشر کرد، جامعه کتابخوان ایرانی ناگهان دید که با یک رمان نامتعارف ، بسیار تصویری و جذاب روبرو است. شازده احتجاب که از اولین آثار منتشر شده آقای گلشیری است، ناگهان شهرتی بسیار پیدا کرد و چند فیلمساز به ساخت فیلمی از آن تمایل نشان دادند، اما آقای گلشیری اجازه ساخت فیلم را به فیلمساز جوان سی و یکی دو ساله ای داد که چند سالی بود ازفرنگ برگشته بود و با یک برنامه تلویزیونی درباره سینما و ساخت یکی دو فیلم مستند و همین طور کارگردانی یک پروژه سینمایی به نام ‘خانه قمر خانم’ ، نامی برای خود دست و پا کرده بود.
این جوان کسی نبود جز بهمن فرمان آرا، فیلمساز شناخته شده ایران، که در طول سال ها صراحت اش در بیان، هم در آثار سینمایی و هم در مسایل صنفی، او را تبدیل به چهره ای متمایز کرده است.
بهمن فرمان آرا با ساخت ‘شازده احتجاب’، از پیشگامان موج نوی سینمای ایران در دهه پنجاه شد و فیلم درخششی چشمگیر در جشنواره های سینمایی بین المللی و داخلی داشت.

لینک ثبت نام و تهیه بلیت

برای اطلاع از برنامه ها ما را در کانال تلگرام و یا اینستاگرام همراهی کنید.

لینک کانال تلگرام

📷 اینستاگرام

 

نمایش فیلم بوف کور با حضور اسدالله امرایی

📍  موسسه فرهنگی هنری آپ آرتمان برگزار می کند:

📅  چهارشنبه ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

⏰  ۱۸:۰۰

💳 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان
با حضور نیما حسنی نسب
نگاهی به منابع الهام سینمایی هدایت در نگارش بوف کور
همراه با نمایش فیلم «بوف کور» ساخته کیومرث درم بخش
و بخش‌هایی از مستند/داستانی «سفر بهاری» درباره مرگ هدایت

 

فیلم بوف کور یا با نام کاملتر بوف کور زندگی و مرگ صادق هدایت فیلمی است به کارگردانی کیومرث درم بخش و بازیگری پرویز فنی زاده که بر اساس زمان بوف کور اثر صادق هدایت در سال ۱۳۵۴ ساخته شد.
فیلم مستند/داستانی “ﺳﻔﺮ ﺑﻬﺎﺭﯼ ” ﻓﯿﻠﻤﯽ است ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ‏« صادق هدایت ‏»  با استفاده از کتاب ‏« خودکشی صادق هدایت ‏» ‏( ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺟﻤﺸﯿﺪﯼ ‏) ﻭ اسناد و مدارک  ‏« محمود هدایت ‏» ﻭ ‏« رحمت الله مقدم‏»
این فیلم  بر پایه مونولوگ و تصاویری از شهر پاریس است. در این فیلم تلاش شده تا تنهایی ها،نوشتن ها، گم گشتگی،ترس،فکر مرگ و خودکشی صادق هدایت نشان داده شود.

لینک ثبت نام و تهیه بلیت

برای اطلاع از برنامه ها ما را در کانال تلگرام و یا اینستاگرام همراهی کنید.

لینک کانال تلگرام

📷 اینستاگرام

نمایش مستند چند قطره خون (داستان ورود ایدز به ایران) / ساخته نوید نامور

📍   موسسه فرهنگی هنری آپ آرت‌مان برگزار می‌کند:

📅  دوشنبه ۲۱ اسفند

⏰  ۱۸:۰۰

💳 بها: ۱۰,۰۰۰ تومان

 

کارگردان: نوید نامور

تهیه کننده: کامران سرامی پور
مدیر فیلمبرداری: مهدی ایل بیگی
دستیار کارگردان: نغمه عافیت

رزومه کارگردانشهر هزار و یک شب…تیام…چند قطره خون…حنیف…و اینک اتیسم…بادهای سوزا

خلاصه: در اوایل دهه شصت یک شرکت فرانسوی به نام مریو دارو هایی را به ایران فرستاد که همگی آلوده به اچ ای وی بود و این سرآغاز ورود ایدز به ایران بود.

لینک ثبت نام و تهیه بلیت

برای اطلاع از برنامه ها ما را در کانال تلگرام و یا اینستاگرام همراهی کنید.

لینک کانال تلگرام

📷 اینستاگرام

 

نمایش فیلم و بررسی هر دو فیلم قطار ۳ و ۱۰ به یوما به همراه داستان/ با حضور نیما حسنی نسب

📍  موسسه فرهنگی و هنری آپ آرتمان برگزار می‌کند:

📅  پنجشنبه ۱۷ اسفند

⏰  ۱۷:۰۰

💳 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

 

کارگردان: دلمر دیوس

بازیگران: گلن فورد و ون هفلین

 فیلم و داستان با نیما حسنی نسب
۳:۱۰ به یوما (به انگلیسی: ۳:۱۰ to Yuma) ساخته  ۱۹۵۷ ،  یک فیلم وسترن آمریکایی به کارگردانی دلمر دیوس و با بازی گلن فورد و ون هفلین است که بر اساس داستانی با همین نام از المور لئونارد (۱۹۵۳)  ساخته‌شده است. در سال ۲۰۰۷ نسخه جدید این فیلم به کارگردانی جیمز منگولد ساخته شد. این فیلم دوباره‌سازی شده فیلم سال ۱۹۵۷ این بار با بازی راسل کرو و کریستین بیل است. پنجشنبه این هفته بعد از نمایش فیلم ۱۹۵۷ نیما حسنی نسب با مقایسه این دو فیلم و کتاب داستان درباره آنها صحبت میکند.
با وجود تعدد آثار لئونارد، از وی در ایران فقط یک مجموعه «قطار سه‌ و‌ ده دقیقه یوما» ترجمه و منتشر شده است. کیهان بهمنی که این اثر را به فارسی برگردانده، است.
مجموعه داستان «قطارِ سه و ده دقیقه به یوما» اثر المر لئونارد با ترجمه کیهان بهمنی در سال ۱۳۹۰ از سوی نشر ثالث روانه بازار کتاب ایران شده و این کتاب مجموعه‌ای از ۱۲ داستان کوتاه با فضای آثار وسترن است. «‌قطارِ سه‌ و ده دقیقه به یوما‌»، اصلی‌ترین داستان این مجموعه، با تکیه بر مفاهیمی مانند شجاعت و احساس تعهد نوشته شده است.

لینک ثبت نام و تهیه بلیت

برای اطلاع از برنامه ها ما را در کانال تلگرام و یا اینستاگرام همراهی کنید.

لینک کانال تلگرام

📷 اینستاگرام

گزارش چهارمین نشست اومبرتواکوخوانی / بائودولینو با دکتر کیهان بهمنی

چهارمین نشست از نشست اومبرتو اکو خوانی با اهل فن پنجشنبه دوم شهریورماه با حضور دکتر کیهان بهمنی به بازخوانی و تفسیر رمان «بائودولینو»، روانترین رمان اومبرتو اکو (به روایت خودش) با ترجمه و همراهی رضا علیزاده برگزار شد .

در ادامه فرازهایی از این نشست را می‌خوانیم.

دکترکیهان بهمنی:
• اگر بخواهم راجع به این کتاب به طور کلی صحبت کنم باید بگویم که ۲۷ کتاب ترجمه کردم و نزدیک به ۶ جلد کتاب هم ترجمه کردم که ارشاد اجازه انتشار آن را نمی‌دهد. رضاعلیزاده مترجم این کتاب به نظرم کاشف و بسیار آدم با شهامتی است. ترجمه این کتاب در وهله اول بسیارکار دشوار و نفس گیری است چون شما وارد حوزه‌ای می‌شوید که اصلا جای آن حوزه را نمی‌دانید. همین قدر به شما بگویم که درحال حاضر، شاید درایران به تعداد انگشتان دو دست مترجمی نداشته باشیم که حاضر باشد این کتاب را ترجمه کند.

• سالیان سال کتاب آونگ فوکو را به دلیل سخت بودن متن کسی ترجمه نمی‌کرد. این نوع متن‌ها؛ متن‌هایی هستند که مترجم را فرسوده می‌کند. شما درهرصفحه پشت هرکلمه چند اسم می‌توانستید پیدا کنید و مشخص بود مترجم نمی‌خواست مشابه واژه را در کتاب بیاورد و به صورت فارسی بنویسد بلکه او می‌خواست معادله صحیح کلمات را پیدا کند و این جای تاسف دارد. ترجمه این کتاب شاهکار است به دلیل اینکه رضا علیزاده دایره واژگانی بسیار وسیعی دارد و او می‌تواند با واژه ها بازی کند و جای کلمات را تغییر دهد. دایره لغات رضاعلیزاده به قدری وسیع است که نشان می‌دهد دایرهالمعارفی از لغات در ذهن او نشسته است و مترجم در مواجه با این کلمات می‌تواند کلمات جدید و جسورانه به کار ببرد. بنابراین نمی‌شود راجع به ترجمه این کتاب بگوییم که کوچکترین نقصی دارد. ترجمه‌های کتاب‌های سخت اصلا برای مترجم در ایران صرف نمی‌کند. اکو معتقد است ، کسانی که کتاب من را میخوانند باید کشتی بگیرند یعنی یک خوانش عادی برای خواننده وجود ندارد.

• نکته مهمی که کتاب بائودولینو دارد این است که قصه دارد. نخستین کاری که اکو برای این کتاب انجام می‌دهد ، یک آغاز و قصه درون داستان می‌گذارد چون بناست که ادبیات باشد و ادبیات بناست برای ما قصه بگوید. اینکه ما فقط بخواهیم ثبت لحظات صادق هدایتی داشته باشیم یا اینکه یک آدمی را نشان دهیم که در مرزخواب و بیداری است خیلی ادبیات محسوب نمی‌شود و جهانی هم نمی‌شود. رمانی همچون بائودولینوجهانی می‌شود که پشت آن داستان وجود دارد. جالب است بدانید اکثر داستان‌های ایرانی که به زبان انگلیسی ترجمه می‌شود و مورد استقبال قرار می‌گیرند در وهله‌ی اول قصه دارند که ما باید به دنبال قصه باشیم. اگرما بتوانیم فصل اول کتاب را تحمل کنیم از فصل دوم چنان وارد قصه می‌شویم که دیگر اجازه نمیدهد شما از آن جدا شوید و این هنر نویسنده است که توانسته آن حس را طوری به وجود بیاورد که خواننده را تا لحظه آخر با خود همراه کند. در رمان بائودولینو شما کاملا می‌توانید تصورکنید نویسنده اثر آدم متفکری است چون درهر پنج صفحه شما حداقل می‌توانید یک نوع فلسفه را ببینید حالا چه فلسفه برتری زبان و چه تفاوت بین نوشتارو گفتار که کدام یک از آن برتر یا کدام یک از آن درابتدا بوده همه این‌ها را در کتاب مطرح می‌کند. فلسفه‌هایی همچون فلسفه افلاطون که شعر فقط یکسری دروغگویی است و تمام این‌ها را در بخش‌های مختلف داستان جای می‌دهد. این یکی از نکات بسیار جالب رمان بائودولینو بود. سنتی که در این کتاب رعایت می‌شود سنتی از دوران نئوکلاسیسیسم و رمانتیسیسم باقی مانده است و آن هم ارجاع به یک دوره تاریخی گذشته است. کتاب بائودولینو کاملا سنت رمانتیک دارد. اکو آمده داستان اولیه کتاب را در قرن دوازدهم و سقوط قسطنطنیه گذاشته است.

• اگربخواهیم واقعیت ماجرای بائودولینو را درک کنیم. شما اصلا نمی دانید ازابتدا تا انتهای رمان آیا این چیزهایی که می‌خوانید واقعیت یا دروغ‌های ساختگی نویسنده‌ها است. دراینجا شما صداهای مختلفی را می‌شنوید یکی ازاین صداها صدای بائودولینو است که اعتراف می‌کند من یک دروغگوهستم وشروع به تعریف کردن روایت می‌کند چنان این روایت را تعریف می‌کند که شما باور می‌کنید که او واقعیت را می‌گوید. درادامه موجودات خیالی را وارد داستان می‌کند و شما مدام بین این دو مرز حرکت می‌کنید و واقعا نمی‌دانید که این واقعیت است یا دروغ همین باعث حالت ناپایدار بودن است. دراین رمان آیا این زمینه ی اجتماعی هست که تاریخ را می‌سازد یا تاریخ است که زمینه‌ی اجتماعی را می‌سازد؟ یکی از اهدافی که کتاب دارد؛ دقیقا می‌خواهد به ما یاد دهد که به هیچ وجه به تاریخ اعتماد نکنیم. تم اصلی داستان این را به ما نشان می‌دهد که ما معمولا به دنبال دروغ خوشآیند هستیم تا اینکه واقعیت های تلخ را بشنویم واگر نتوانیم این‌ها را بشنویم شروع به ساختن دروغ می کنیم .

• اومبرتواکو در رمان از ساختاری استفاده می‌کند که خیلی جالب است و واقعا آدم را به فکر می‌برد که چطور زندگی یک انسان از نوجوانی تا میانسالی را تعریف می‌کند. درادبیات یک ژانر و تلفظ وجود دارد که به ساخت شخصیتهای افراد یا مراحل رشد تحصیلی اشاره می کند اگربخواهیم ژانر رمان را در نظر بگیریم می‌توانیم بگوییم هردو ژانر را درکنارهم دارد. این کتاب به دلیل استفاده ازعناصر تاریخی یک رمان تاریخی است. درکنار رمان ما باید ویکی‌پدیا داشته باشیم که مدام آن ارجاعات را بدانیم اگرآن ارجاعات را ندانیم نمی‌توانیم درک درستی ازاین کتاب داشته باشیم.

• اومبرتواکو دایره لغات ادبی زیادی دارد و به بحث نشانه‌شناسی اشراف دارد وکارهای او بطورناخواسته وارد همین حیطه می‌شود. اومبرتواکو دربهترین آثارخود «نام گل سرخ» و « بائودولینو» سراغ ژانر پلیسی می‌رود. براساس نظریه پدیدارشناسی هربرداشتی که از این کتاب داشته باشید می‌تواند برداشتی درست باشد.

• در رمان، بائودولینو به دلیل دانستن زبان‌های مختلف به آن شخصیت مطلوبی تبدیل می‌شود که به درد این رمان می خورد. چون می‌تواند فرهنگ‌ها و نشانه‌های مختلف را به هم دیگر ربط دهد و این ارتباط را به وجود بیاورد. اکو زبان‌ها را خوب می‌داند و می‌تواند بین نشانه‌ها ارتباط ایجاد کند. نکته جالبی که دراین رمان به آن دقت کردم تنازی‌های نویسنده بود. یک تفکرشرقی وجود دارد و آن هم این است که فکرمی‌کنیم اگرنویسنده‌ای به سطحی ازآگاهی رسید دیگرحتی نباید لبخند بزند. بائودولینو دروغ نمی‌گفت بلکه قصه می‌بافت. ژان بودریار فیلسوف فرانسوی به عنوان فراواقعیت اشاره می کند.

• فصل اول کتاب درواقع قالب اولیه داستان است. نوع زبان در این رمان کاملا زبان سختی است. هیچ نقطه و ویرگول گذاری و گرامر مشخصی ندارد. این قسمت قبل از به قول گفتنی آن یادداشت‌هایی است که در زمان بی‌سوادی این آدم نوشته شده است. نشانه‌شناس‌ها بین خود قراردادی دارند و می‌گویند وقتی که شما شروع به خواندن کتابی می‌کنید حتما باید دایرهالمعارف آن کتاب هم داشته باشید. خواننده باید دایرهالمعارفی از دانسته‌های قبلی خود داشته باشد و با توجه به آن متن را بخواند. هیچ وقت نمی‌توانیم یک متن را متوجه بشویم مگر اینکه بدانیم کاملا در سرنویسنده چه چیزی دارد می‌گذرد دراینجا هم دقیقا همین حالت است. کلیت این کتاب در مورد این است که تاریخ چطورجعل یا به وجود می‌آید. آیا ما به بحث تاریخ جدید که اصلا نمی‌توانیم به آن اعتماد کنیم معتقد هستیم؟ . آن چیزهایی که تاریخ به ما می‌گوید همه براساس subjectivity فردیت است و بالاخره آن تاریخ نگارازطرفی حمایت می‌شود ودر این کتاب خیلی خوب نشان داده می‌شود.
• کارهنرمند این است ، چیزهایی را که ندیده خلق کند یعنی موجودی که ما به ازای واقعی ندارد و این یکی از کارهایی است که هنر باید انجام بدهد. بعضی‌ها که تفکرشان تفکرافلاطونی است این را سبب فساد جامعه می‌دانند و می‌گویند که ممکن است تفکر،خواننده را به فساد بکشد. اکو می‌خواهد خواننده را به فکرکردن وادار کند و این اتفاقی است که در حال حاضر کمتر رخ می‌دهد.در ایران غیر از کتاب بوف‌کور، کتابی که باعث شود ما به فکر فرو رویم وجود ندارد اما اکو اثری می‌نویسد که شما صرفا با یک خوانش سطحی یا برداشت اسطوره شناختی به هیچ چیزی از آن نمی‌رسید مگراینکه شما شروع به حرکت کردن درآن روابط یا آن هزارتوی معنایی کنید که اکو به وجودآورده است البته جالب است او به این نتیجه می‌رسد که شما هیچ‌وقت به آن معنا نمی‌رسید. این هزارتو وجود دارد و ما باید این هزارتو را طی کنیم و در آخر هم بنا نیست به واقعیت‌ها برسیم.

• یکی از مولفه‌هایی که درمکتب رومانتیسیزیم داریم استفاده از فضاهای گئوتیک قرون وسطایی است. در رمان‌ها کسانی همچون آلن پو می‌آیند ازآن فضاهای تیره و تاریک استفاده می‌کنند که همه آن فضاها قرون وسطایی است.

• بعد ازجنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ ادبیات خیلی تیره و تار شد و بیشترادبیات آلبرکامو و کافکا رواج داشت و تخیلات داشت از بین می‌رفت و آن حالت رئالیسمی که به وجود آمده بود فراموش می‌کرد که ما در ادبیات بحث تخیل داریم و تخیل باید باشد. کتاب‌هایی همچون بائودولینو ما را برمی‌گرداند به همان عصرکه شما می‌توانید هنوزازقدرت تخیل خود حتی برای گفتن علمی‌ترین مسائل و مهم‌ترین مسائل حتی برای دروغ گفتن هم استفاده کنید. وقتی اسم یک نفراومبرتواکو ودیگری ارنست همینگوی می‌شود آنها در ابتدا جهان‌بینی بسیاربزرگی داشتند وآدم‌هایی نبودند که یکجا ثابت بنشینند و راجع به یک قبیله‌ای داستان بنویسند بلکه اگر می‌خواستند داستان بنویسند به آنجا سفرمی‌کردند تا ازنزدیک همه‌چیز را ببینند. دوریس لسینگ می‌تواند جهان‌های مختلفی را به شما نشان دهد ولی متاسفانه نویسنده‌های ما همچین جهان‌بینی‌ ندارند. نصف بیشترادبیات ما ادبیات آپارتمانی شده است بنابراین جهان‌بینی خیلی مهم است. درایران نویسنده‌های خیلی خوبی داریم و می‌توانم یادی کنم از یوریک کریم مسیحی که مجموعه‌ی بسیار طلایی به نام «نفس عمیق» را نوشته است واقعا زیبا بود و از لحظه به لحظه این کتاب لذت بردم .

لیلی فرهادپور:
• بائودولینو به هرکسی که می‌رسید به زبان همان آدم صحبت می‌کرد. مفهوم اینکه زبان قراردادی است یا زبان در بیان مفهوم عاجز است را زیرسوال می‌برد.
• وقتی زندگی نامه اکو را ببینید او کاتولیک مؤمن کلیسارو بوده است و این دوره را رد می‌کند. بعد از دوران روشنگری خط باطلی در قرون وسطی کشیده شد بنابراین نه زیبایی‌شناسی،افکارونه تلاشی در آن قرون برای رسیدن به روشنگری در نظر گرفته شده است. اومبرتواکو زیبایی‌شناسی و فلسفه خاص خود را دارد و از داخل این کتاب‌ها چیزهایی را درآورده است که بعدها به نشانه شناسی و معنا شناسی و امثال آن برسد . بعد از روشنگری شما محکوم به رئالیسم هستی درصورتی که تخیل و فانتزی در قرون وسطا بوده است.

نمایش فیلم (اسرار دره جنی) / با حضور دکتر عسگر عسگری

📍  موسسه فرهنگی هنری آپ‌آرت‌مان

📅  پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶

⏰  ۱۶:۳۰

💳 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان
نمایش فیلم «اسرار گنج دره جنی» ( سومین نشست مروری بر کارنامه ابراهیم گلستان )

همراه با نقد و بررسی کتاب
با حضور دکتر عسگر عسگری ( پژوهشگر آثار گلستان)
با معرفی کتاب زمانه و آدم هایش (نقد داستان های ابراهیم گلستان) نوشته عسگر عسگری حسنکلو از انتشارات اختران

اسرار گنج دره جنی فیلمی است ایرانی ساخته ابراهیم گلستان. وی در سال ۱۳۵۳ کتابی نیز به همین نام بر اساس آن فیلم نوشته‌است. فیلم کنایات مکرری به روحیه مدرنیزاسیون آمرانه شاه و روند نوسازی سطحی او دارد. کارگردان که از مشکل‌دار بودن موضوع آگاه بود و امکان توقیف فیلم را می‌داد، از مجموعه بازیگران فیلمهای صمدآقا استفاده کرد و با دادن ظاهری کمیک آن را به اکران رسانید. این فیلم پس از دو هفته از پرده پایین آمد و دیگر هرگز به نمایش عمومی درنیامد. جشن‌های دوهزار و پانصد ساله و قراردادهای خارجی ایران در زمان سلطنت محمدرضا شاه به طور نمادین در این فیلم به نمایش آمده و زیر تیغ نقد گلستان قرار گرفته است.
داستان از آنجا شروع می‌شود که گروهی مهندس نقشه‌بردار مشغول عملیات نقشه‌برداری زمینی در منطقه‌ای کوهستانی جهت راه‌سازی هستند که در دستگاه دیدیاب یکی از آنان مردی روستایی با گاوش مشغول شخم زدن زمین دیده می‌شود. مرد روستایی (با بازی پرویز صیاد) هنگام شخم زمین، در حفره‌ای گنجی شایان پیدا می‌کند. او به خانه می‌رود و می‌خواهد به یمن یافتن گنج، گاوش را – تنها سرمایه قبلی‌اش- برای روستاییان قربانی کند. زنش بی‌خبر از ماجرای گنج گمان می‌کند که او دیوانه شده و دست به دامن دوستان و اقوام می‌شود؛ آنها وقتی سر می‌رسند که مرد، گاو را سر بریده است. جمعیت خشمگین به دنبال زن مرد روستایی را کتک می‌زنند و گاو را نیز با خود می‌برند. زن نیز همراه پسرش به خانه برادرش می‌رود و…..

لینک ثبت نام و تهیه بلیت

برای اطلاع از برنامه ها ما را در کانال تلگرام و یا اینستاگرام همراهی کنید.

لینک کانال تلگرام

📷 اینستاگرام

نمایش فیلم بادهای سوزا به کارگردانی نوید نامور

:موسسه فرهنگی و هنری آپ آرتمان برگزار می کند

📅سه‌شنبه ۰۳ بهمن ۱۳۹۶

⏰  ۱۸:۰۰

⏳  ۵۷ دقیقه

💳 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

سه شنبه ۳ بهمن ماه، در ساعت ۱۸ عصر، در موسسه فرهنگی و هنری آپ آرتمان به نمایش فیلم « بادهای سوزا » به کارگردانی نوید نامور و به تهیه کنندگی افشین فتحی می‌نشینیم وهمچنین مدیر تصویربرداری این فیلم را احمد سیفی پور به عهده داشتند. این فیلم به بررسی مراسم زار می پردازد که با قدمتی حدود پانصد سال در جنوب ایران برگزار می شود.

 

رزومه کارگردان:

شهر هزار و یک شب…تیام…چند قطره خون…حنیف…و اینک اتیسم…بادهای سوزا

 

لینک ثبت نام و تهیه بلیط

برای اطلاع از برنامه ها ما را در کانال تلگرام و یا اینستاگرام همراهی کنید. 

کانال تلگرام

📷 اینستاگرام

مستندهای ابراهیم گلستان/ با حضور محمد تهامی نژاد و پرویز جاهد

📍  موسسه فرهنگی هنری آپ‌آرت‌مان

📅  سه‌شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۶

⏰  ۱۸:۰۰

💳 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

در این جلسه مستندها آتش، موج مرجان و خارا و خرمن و بذر به نمایش گذاشته خواهد شد

ابراهیم گلستان  از سال ۱۳۳۶، استودیوی سینمایی خود را که با نام «استودیو گلستان» تأسیس کرد و تعدادی فیلم مستند برای یکی از سازمانهای شرکت نفت ساخت. آتش و موج و مرجان و خارا از این جمله‌اند. به دلیل این همکاری‌ها، عده‌ای از روشنفکران آن دوره به وی لقب «گلستان نفتی» داده بودند.  این درحالی است که این چند فیلم مستند یکی از نمونه های کامل مستند است و فیلم هایی اعتراضی هم محسوب می شود.

با حضور محمد تهامی نژاد و پرویز جاهد

لینک ثبت نام و تهیه بلیت

برای اطلاع از برنامه ها ما را در کانال تلگرام و یا اینستاگرام همراهی کنید.

لینک کانال تلگرام

📷 اینستاگرام

 

گزارش مستند«پسرک چشم آبی» / با حضور حسن لطفی و جمعی از هنرمندان

عصرپنجشنبه دوازدهم مردادماه نمایش مستند پسرک چشم آبی به کارگردانی حسن لطفی که فیلمی درباره زندگی و احوالات دکتر جواد مجابی است و همچنین فیلم کوتاه پسرک چشم آبی به کارگردانی امیرمسعود سهیلی که اقتباسی ازداستانی به همین نام از آثارجواد مجابی است در سینما تک آپ‌آرت‌مان به نمایش درآمد و از کتاب تاریخ طنز ادبیات به نویسندگی دکترجواد مجابی رونمایی به عمل آمد.

در این برنامه دکتر مجابی و علاقه مندان به فرهنگ و ادبیات همچون محمد حسینی، حمیدرضا صدر، هوشنگ گلمکانی و حسن لطفی حضور داشتند.

حسن لطفی:

  • خیلی خوشحالم از اینکه دراین جمع، کسانی هستند که دوست‌داشتند فیلمم را ببینند و برایم خیلی لذت بخش است. من فیلم‌ کوتاه‌های خیلی زیادی ساختم که خیلی مطرح نیستند و البته داستان‌هایی هم نوشته‌ام. هروقت فیلم را درجمع می‌بینم یا کتابم را در جمع می‌خوانم حس خوبی ندارم. اولین برخورد من با جواد مجابی سالی بود که ایشان سردبیردنیای سخن بود. ازسال ۱۳۶۵ به فیلمسازی علاقه‌مند شدم وفیلم‌ کوتاه کارمی‌کردم و خیلی از ساختن فیلم کوتاه لذت می‌بردم اما به فیلم‌های مستندعلاقه‌ای ندارم وهیچ سالی علاقه‌مند به فیلم‌های مستند نبودم. دردوران کودکی و نوجوانی به داستان علاقه‌مند بودم و شاید فیلم کوتاه پسرک چشم آبی علاقه‌‌ای بود که ازهمان سال‌ها دردل من افتاده بود. کتاب پسرک چشم آبی ازهمان کتاب‌های مورد علاقه‌ی من بود اما معنا ومفهوم آن را نمی‌دانستم یعنی آن چیزی که در دل داستان بود برایم قابل درک نبود تا این‌که محمد حسینی نویسنده و پژوهشگر پیشنهاد ساخت مستندی راجع به جواد مجابی را مطرح کرد.
  • ساخت فیلم کوتاه پسرک چشم آبی دو سال طول کشد. زمان فیلمبرداری کم بود ولی تدوین آن خیلی طولانی شد. سرصحنه فیلمبرداری یک حسن خیلی بزرگ داشتیم و آن هم یک هنرمند درجه یک بود که می دانست باید دراختیارکارگردان فیلم باشد و این خیلی خوب بود که جواد مجابی همراهی خیلی خوبی با تیم سازنده فیلم داشت. این فیلم را مدتی نتوانستیم نمایش دهیم به این دلیل که دبیر جشنواره با من تماس گرفت و گفت این فیلم را هیئت انتخابات پذیرفته است اما باید تکه‌هایی ازاین فیلم را که مربوط به کشف حجاب خانم بهبهانی بود را تغییردهید وهمه‌ی این‌ها باعث شد که این فیلم برای مدت زیادی نمایش پیدا نکند.
  • درمجامع مختلف و درجاهای مختلف این فیلم نمایش پیدا کرد و هربارخوشحال بودم که توانستم این کاررا انجام دهم. من احساس می‌کنم یکی از کارهایی که باید بعضی‌ها همچون من یا دوستان دیگری که کار فیلمسازی می‌کنند این است که خلاء توجه تلویزیون ایران و مجامع دولتی به چهره‌های ماندگاراین کشوررا جبران کنند. درست است که فیلم تلویزیونی به سمت جواد مجابی نمی‌چربد و محمود دولت آبادی حاضر نیست جلوی هیچ دوربینی قرار بگیرد ولی وظیفه‌ی کسانی همچون محمدرضا تیموری که تاثیر خوبی از این به تصویر کشاندن چهره‌های ماندگار می‌گذارد خیلی خوب است و در حافظه ی تصویری این مملکت می‌ماند یا موسیقی‌ که مسعود سخاوت دوست برای این فیلم ساخته است خیلی خوب است. این فیلم بدون پول ساخته شد وهیچ‌کدام ازآدم‌هایی که در این فیلم با ما همکاری کردند ازما پولی نگرفتند به این دلیل که پولی نبود به آنها داده شود.

محمدحسینی:

  • به من گفته شده است که در مورد آقای مجابی و درباره آخرین کتابی که از ایشان چاپ شده است صحبت کنم. بعد ازدیدن این فیلم ، گفتن وحرف زدن درباره جواد مجابی مشکل است و من همه تلاشم را خواهم کرد که خیلی مختصر راجع به او بگویم. خیلی سال قبل دریک جایی با دوستانم صحبت می‌کردم و یکی از دوستانم درآن جلسه گفت که من هیچ وقت کتاب کلیدر محمود دولت آبادی را نخواندم و وقتی ازاو پرسیدیم که چرا؟ او درپاسخ گفت: در زندگی لحظات سختی برای هرکسی پیش می‌آید و حس خفقان باعث می‌شود که مدام به این فکرکند که خود را یکجوری از زندگی نجات دهد و من این یک جلد کتاب را نگه داشتم تا وقتی با همچین وضعیتی مواجه شدم مطمئن باشم که هنوز یک کتاب که ارزش زنده ماندن دارد در کتابخانه‌ام هست و باید بروم و آن را بخوانم و بعد از آن خودم را از زندگی نجات دهم . به نظرم این ایده‌ی خیلی خوبی بود ولی متاسفانه در تاریخی که او این حرف را به من گفت ، جلد آخر کلیدررا خوانده بودم. ازهمان موقع فکرمی‌کردم که در زندگی‌ام بگردم و دلایلی پیدا کنم برای اینکه اگردر همچین شرایطی قرار گرفتم آنها دلیلی بشوند برای کاری که این یک ماه پیش کوروش اسدی کرد را مرتکب نشوم و نتوانستم دلایل زیادی پیدا کنم. یکی از آن دلایل ومهم‌ترین دلایل به خانه ، در کوی نویسندگان است که مطمئن هستم در حاد ترین شرایط در آنجا بروم و تا آخرین دیدار را با ساکنان آن خانه نداشته باشم از این زندگی پیاده نخواهم شد این همه حسی است که می‌توانم در مورد جواد مجابی بگویم.
  • راجع به کتاب بگویم که درمملکت ما انواع واقسامی از کتاب‌های تاریخی راجع به سیاست، ادبیات و راجع به هراتفاق دیگری نوشته شده است. این‌ها را سعی کردند افراد یا آدم‌هایی تبدیل به تاریخ کنند و قاعدتا هرکس با هوشی متوسط و البته ذهن منظم و منسجم ازعهده تاریخ نویسی برخواهد آمد اما به فرض مثال کتابی مانند تاریخ بیهقی را فقط ابوالفضل بیهقی است که می‌تواند بنویسد ، درعین اینکه تاریخ را نوشته است. به فرض اگر بخواهد داستان «خیشخانه ی هرات »را بنویسد هنوز درهمین جهان پر از دروغ ، ریا و فریب حواسش هست که وقتی دارد داستان جاسوس گذاشتن پدر را بر پسر و پسر را بر پدرمی گذارد واین بی‌اعتمادی و دروغ همه چیز را دارد از بین می‌برد و در آن وسط، در آن همه ریاکاری که دارد پسری را روایت می‌کند که روی دیوارعکس‌های تحریک آمیز کشیده است یک جایی که خیلی هم دیده نمی‌شود می‌گوید که خب جوان‌ها همین کارها را انجام می‌دهند و از او می‌گذرد. این نکته همان وجه تمایزی است که فکر می‌کنم یک آدم با عقل وهوش متوسط و یک آدم با هوش بسیارزیاد می‌تواند در تاریخ نویسی تفاوت قائل شود و این چیزی است که بیهقی دارد و درجای جای کتابش هم می‌شود اینها را پیدا کرد. کتاب تاریخ طنزادبی را هم فکرمی‌کنم که خیلی از آدم‌ها می‌توانند آن را از طریق اسناد و تاریخی که وجود دارد بنویسد. خوشبختانه آن ویژه‌گی درکتاب هست همانطور که در همه زندگی جواد مجابی این ویژه گی وجود دارد. با خواندن این دوجلد تاریخ طنزادبی که طبق قولی که جواد مجابی دادند و به زودی جلد سوم آن هم چاپ می‌شود علاوه براینکه آن روال عادی تاریخ طنز را می‌خوانیم موضع گیری‌های نویسنده و پژوهشگراین ست که از چه منظری به ماجرا نگاه می‌کنند و اینکه آن تاریخی که ازطنزمی‌گوید و آن چیزمهم را برای ما برجسته می کند تا ببینیم و متاسفانه بتوانیم بهره بگیریم ، برای اینکه به نبرد چیزی برویم که در طول این ۱۴۰۰ سال فکر می‌کنم همه هدف طنزهم مبارزه  با دروغ ، ریاکاری و مبارزه با این همه خوب جلوه کردن بی‌خود و بی‌دلیل بوده است. این کاری است که طنز می‌کند و اتفاقی است که درک و شعور بالای آقای مجابی دراین کتاب آورده شده است و این کتاب را از هر تاریخ طنزی که احتمالا هر فردی بدون ویژه گی آن را بنویسد متمایز می‌کند. فکرمی‌کنم این کتاب ، کتابی است که باید در همه ی کتابخانه ها باشد.

هوشنگ گلمکانی:

  • در سینمای مستندی که موضوع آن شخص است ، من با اینکه فیلمساز بخواهد همه چیز را در مورد آن شخص بیان کند مشکل دارم اما در مجموع این فیلم را دوستداشتم . یکی از مشکلاتی که فیلم دارد این است که می‌خواهد همه چیزرا درباره جواد مجابی بیان کند و عملا هم نمی‌تواند همه چیزرا بگوید یعنی هیچ فیلمی نمی‌تواند این کاررا انجام دهد مگراینکه یک سریال خیلی طولانی درمورد یک شخص بسازی وهمه چیز را درمورد آن شخص بگویی بنابراین درسینمای مستندی که موضوع آن آدم‌ها هستند من بیشترمدل فیلم پرتره را می‌پسندم. فیلمی که همانطور که ازاسم آن مشخص است یک پرتره‌ای است که بخش‌هایی ازخصوصیات آن آدم را تصویرمی‌کند و بیشتر سوال و کنجکاوی درذهن آدم ایجاد می‌کند که حالا بروم در مورد جواد مجابی بیشتراطلاعات کسب کنم.
  • مستند پسرک چشم آبی به نظرم یک چیزی بین فیلم زندگی‌نامه‌ای و پرتره است. یکی از چیزهایی که دراین فیلم‌ها با آن مشکل دارم صحبت کردن آدم‌ها درجلوی دوربین یا با کارگردان است یا سوال کردن آدم‌ها درمورد آن شخص است. فیلم زندگی نامه ‌‌ای بیشتر فیلم اطلاعاتی است که قراراست یکسری اطلاعات ازطریق این فیلم یا فیلمسازبه بیننده منتقل شود در حالی که فیلم مستند که موضوع آن می تواند جواد مجابی یا محمود دولت آبادی باشد بیننده می‌خواهد ببیند که فیلمساز چه ساختار و قالبی برای این موضوع به عنوان اثرهنری انتخاب کرده است. فیلم زندگی‌نامه‌ای و استفاده ازاشخاص که بیایند و در مورد آن موضوع یا آن شخص صحبت کنند ساده ترین قالبی است که می‌شود انتخاب کرد البته شما در اینجا کارهایی انجام دادید و این تقسیم بندی شما به نظرمی‌آید از حاصل ذهن سازمان یافته و منسجم شما است برای اینکه تماشاگر سرگردان نشود. شما این فیلم را بخش‌بندی کردید و هر بخش از آن در مورد یک جنبه است. داستان تعریف کردن از طریق موضوع مستند، ساده کردن موضوع است برای اینکه می‌شود در قالب فیلم مستند هم کاری انجام داد که بدون داستان گفتن بیننده جذب فیلم شود. درسینمای مستند اگرموضوع آدم‌ها هستند معمولا فیلمسازها دو راه عمومی دارند. نخست داستان گفتن و دیگری اطلاعات دادن است. چیزی که کمتربه آن پرداخته می شود ایده های جذابی است که در سینمای مستند پیدا می‌شود. به نظرم فیلم‌هایی که درمورد اشخاص هستند واقعا لازم نیست که همه چیز را در مورد آن شخص بگوییم چون عملا با شکست مواجه می‌شود.

جواد مجابی:

  • نخست باید ازسازنده فیلم پسرک چشم آبی تشکرنکنم چون فیلمی بود که من هیچ‌گاه دوست نداشتم و سفارش‌ها را به من نشان دادند ودیدند که من دوست ندارم؛ فیلم را بدون توافق من ساخت که باز هم دوست نداشتم الان هم که فیلم را دیدم خیلی سعی کردم که بی‌اعتنایی خودم تلقی کنم ولی میسر نشد. تشکر می‌کنم از حسن لطفی که صبورانه طی دوسال با عشق وعلاقه تمام این فیلم را ساختند و چیزیکه با عشق ساخته شود به هرحال ارزش دارد و آن چیزی که به نظرم مهم است در این فیلم‌های بیوگرافی اسنادی است که برای نسل بعد خواهد ماند. خوشبختانه چند دهه است که فیلم‌های مستند راجع به اشخاص شروع شده هرچند به آنها توجه نشده است اما همه این‌ها از یک نظراهمیت دارد و آن هم این است که برای نسل‌های آتی چیزهایی باقی خواهد ماند که باید با سانسور و بی‌اعتنایی مسئولان ، خود بدنه جامعه دارد راجع به فرزندان این کشورچیزهای دیگری می‌سازد و نگه می‌دارد و نوعی تاریخ شفاهی و تاریخ دیداری و شنیداری را فراهم می کند و این خیلی اهمیت دارد . تشکر کنم از محمد حسینی که با علاقه ی تمام راجع به این فیلم صحبت کردند و همینطور لیلی فرهادپور و مخصوصا دوستان ارجمندی که در اینجا هستند و می بینم و واقعا دیدار آنها مایه‌ی خوشحالی است چون فکرمی‌کنم ما خانواده کوچکی هستیم که تا به حال مواظب هم بوده ایم و امیدوارم که ادامه پیدا کند و این خیلی اهمیت دارد. ما درادبیات به رغم تمام اختلاف‌هایی که با هم داریم یک نوع تفاهم عمیق هم داریم که وقتی پای فرهنگ به میان می آید بسیاری ازمسائل شخصی را کنارمی‌گذاریم. این چیزی است که سلوک اجتماعی گام‌های پست و پیشین را به ما یاد داده است و من امیدوارم که نسل بعدی هم این کار را انجام دهد و نشانه‌هایی را درنسل جوان ببینم که دارند برمی‌گردند و ارزش‌هایی که در گذشته وجود داشته است را دارند کشف می کنند و با یک دید انتقادی به آن نگاه می‌کنند. این موضوع خیلی اهمیت دارد که فقط تجلیل نباشد بلکه یک نوع تجلیل انتقادی هم وجود داشته باشد. کماکان که خودمان با همان نگاه تجلیل انتقادی به این مسئله با دید تمسخرنگاه کردیم درعین حالی که بسیاری ازاین شخصیت‌ها را دوستداشتیم و حرف خودمان را زدیم.  کارنویسنده نقد وضعیت موجود است برای بهتر شدن وضعیت موجود و طبیعتا درادبیات هم دست کم این قضیه عملی شد. من تصور می کنم به دلیلی که ما یک سابقه‌ی هزارساله‌ی ادبی داریم یک سنت نیرومندی در شعردرادب ما هست که این به عنوان یک پشتوانه با ما آمده است و تقریبا به ادبیات معاصر ما یک نوع نگاه و یک نوع سلوک اجتماعی یا رفتار اجتماعی یاد داده است. می‌خواهم بگویم که هرگاه ما یک جایی اشتباه می‌کنیم یا به سلیقه‌ی خود عمل می‌کنیم بلافاصله برگردیم به الگوهای درخشانی که قبل از ما وجود داشت چه قدیمی باشد مانند فردوسی و چه جدید مانند دهخدا یا صادق هدایت و چون مشخص است که اینها چه کاری انجام داده اند برای ما همواره یک معیاردرست وجود دارد برای اینکه بتوانیم ازاشتباهات بیشتری جلوگیری کنیم و این سنت در ادبیات ما وجود دارد و خوشبختانه تا به حال به گمان ما ادامه یافته است و در هنرهای دیگر شاید آن پشتوانه یا سابقه و پیشینه عظیم وجود ندارد.
  • چندی پیش به یک نمایشگاه نقاشی رفته بودم و فکر کردم که من از سال ۳۷ تا به امروز به نمایشگاه نقاشی می‌روم به هرحال بارها دیدم که نقاشان به تماشای آثاردوستان خود نمی‌روند و تعداد کسانی که می روند و آثاردوستان خود را دنبال می‌کنند خیلی کم است و من با خود می‌گفتم آیا می‌شود بدون خبر یافتن از کار دوستان خودبتوان رشد کرد و به یک جمع بندی کلی برسیم؟.درادبیات خوشبختانه این قضیه بوده است و امیدوارم به هنرهای دیگرسرایت کند. چرا ما باید به این فقر فرهنگی دچار شده باشیم که هوای همدیگر را نداشته باشیم در جامعه‌ای که دولت‌ها هوای ما را ندارند و مردم هم به دلایلی به این امور کم اعتنا هستند دست کم خودمان می‌توانیم به همدیگردلگرمی بدهیم درشرایطی که روز به روز برای آفرینندگان دشوارتر می‌شود و این‌ها را من به عنوان گله گذاری نمی‌گویم بلکه فقط یک نوع تأملی است به این قضیه که ما باید دوباره به همان سنت‌هایی که وجود داشته برگردیم .البته اگر چه هنرمند معمولا بی نیازاست ازاینکه ازکسی حمایت شود وعشق به آفرینش است که او را وادار به ساختن می کند اما این رضایت ها و ملاحظات و این همدلی ها به هرحال موثر است در دستگاه ادبیات و خوشحال هستم که این قضیه کماکان مانند سنت ادامه پیدا کرده است وشکل‌های مختلفی پیدا کرده است.
  • ما درغیاب یک اتحادیه بزرگ فرهنگی در سراسر کشور و از همین جلسات کوچک استفاده می کنیم و بهره مند می‌شویم تا یک روزی این جلسات به هم دیگر بپیوندد و آن چیزی می‌شود که ما نیاز داریم که یک پشتوانه فرهنگی برای تک تک اعضای جدا افتاده فرهنگ وهنرایران پیدا کرد .

 

 

 

گزارش سومین نشست اومبرتو اکو خوانی /آونگ فوکو با دکتر مسعود کوثری

سومین نشست اومبرتواکوخوانی با اهل فن ، پنجشنبه پنجم مرداد ماه  با عنوان «آیا تاریخ جعلی است» با حضور دکتر مسعود کوثری به بازخوانی و تفسیر رمان «آونگ فوکو»، سخت ترین و بهترین رمان اومبرتو اکو (به روایت خودش)  با ترجمه و همراهی رضا علیزاده در موسسه فرهنگی و هنری آپ‌آرت‌مان برگزار شد . در این جلسه فیلم مصاحبه با اومبرتواکو تحت عنوان «من همیشه روایتگرهستم!» در سینما تک آپ آرت‌مان به نمایش درآمد.

فرازهایی از گفته‌های شرکت کنندگان این جلسه را در زیر بخوانید.

مسعودکوثری:

  • اومبرتواکو، آدم حقه باز و خیالبافی است و این شخصیت را بهتر از هر جای دیگر درکتاب با بائودولینو نشان داده است. ما نمی‌دانیم او در تاریخ یا داستان‌های ساختگی حرکت می‌کند یا این‌ها حرف خودش یا دیگران است. شما اگر سعی کنید درمتن به عمق اکو پی ببرید و آن را پیدا کنید گم می‌شوید و این حقه بازی است که اکو می‌خواهد شما را دچارآن کند. رمان ، درانتهای کتاب خود را رازگشایی کرده است پس از یک منظر ما می‌توانیم بگوییم معنای آونگ فوکو را متوجه شدیم.
  • کتاب آونگ فوکو مجموعه قطعاتی است که ما را به دنبال خود می‌کشاند و از یک منظر هم می‌توان گفت که اکو رازگشایی کرده است. بیشترازهمه در کتاب آونگ فوکو، اکوی نشانه‌شناس حضوردارد او در این کتاب بیان کرده است که چطور همه سیستم‌های معناساز دروغ می‌گویند. بنابراین ما به این دلیل درقسمت‌های مختلف کتاب، بخش‌هایی داریم که این بخش‌ها با تئوری و حرف اصلی اکو هماهنگی دارد که می‌گوید در تمام نظام ها فریب وجود دارد که سعی در تئوری ساختن دارند. بنابراین اکو همه این‌ها را درکنارهم می‌گذارد تا بگوید این‌ها ماشین‌هایی هستند که ایجاد شبکه‌هایی از مفاهیم می‌کند و این مفاهیم ما را به یک جایی می‌کشاند بدون اینکه بتواند حقیقتی را به ما بگوید.
  • از نظراومبرتواکو انسان ، حیوان تفسیرگر یا معناساز است این سیستم‌ها را انسان مدام می‌سازد و تلاش می‌کند مفاهیم را به همدیگر وصل کند. بخش‌های مختلف کتاب به ما می‌گوید که چطور این حس شبکه سازی آدم‌ها را رها نمی‌کند و این شبکه‌سازی را در بخش‌های مختلف نشان می‌دهد. ما برای ساختن معنی در مدل اومبرتواکو به مفاهیم و ایجاد یک رابطه بین این مفاهیم نیاز داریم.
  • حقه بازی اکو ۳ قانون دارد که در بخشی از کتاب به آن اشاره شده است. قانون نخست: مفاهیم به واسطه قیاس به هم مرتبط هستند. اومبرتواکو درکتاب آونگ فوکومی‌خواهد به ما بگوید که در کل تاریخ بشر، شباهت‌ها سبب نتیجه‌گیری‌هایی شده که شبکه‌های گمراه کننده ساخته شده است درواقع سیلوجیسم (برهان قیاسی ) وجود دارد که براساس شباهت ظاهری است. قانون دوم: شباهت رابطه‌ها که باید وجود داشته باشد، قانون سوم : شباهت‌ها باید مبتنی بر تداعی باشند و این تداعی‌ها ساختگی نباشند یعنی هرکجا این تداعی‌ها بیشترباشند مهم‌ترهستند. اگرببینیم درجای دیگر تکرار شده است برای ما خوب است که نظام معنایی خود را بسازیم. اکو اصرار دارد از متون مختلف همچون کارل پوپر کدهای دقیق بیاورد. آن قانون سه گانه به ما می‌گوید که چطور نظام‌های معنایی ساخته می‌شود. این‌ها تمریناتی است که اکو با ما انجام می‌دهد. اومبرتواکو در کارهایش نیاز به اسناد تاریخی دارد. هرچه استنادهای تاریخی معتبرتر باشند این فرایند بهتر ساخته می‌شود و قانع کننده تر است. برای همین سیستم‌های معنایی ساخته و دائم تولید می‌شود و به جلو می‌رود به این دلیل نیاز به اصطلاح تاریخ دارد. در متون تاریخی اومبرتواکو، تعیین حقیقت دشوار است.
  • در کتاب وقتی به سه شخصیت ویراستار نگاه می‌کنیم می‌بینیم که این سه ویراستار شاید نماینده سه برخورد با متن هستند. سه ویراستار یاکوپوبلبو، کازئوبون و دیوتالوی. یکی از این سه ویراستاربه نام دیوتالوی خیلی مومن به متن است. در تفاسیر دینی عنوان شده است که متن برابربا جهان است. ما دو جهان داریم. در ابتدا شخصیتی که مومن است به این دلیل که متن برابر با جهان است. نکته ای که اکو مطرح می‌کند این است که درهمه ادیان به ویژه ادیان بزرگ رابطه‌ای بین متن و جهان وجود دارد؟ . در کتاب آونگ فوکو متن؛ جهان صغیر است درواقع ما جهان ازلی و متن را داریم یعنی بازگشت به جهان ازلی ولی باید از مسیرمتن عبور کنیم. کتاب بر تورات متمرکز است. تورات یک تورات ازلی است که مترادف با آن جهان کلی است و یک تورات بهم ریخته است. دیوتالوی  معتقد به متن است و یاکوپوبلبو بی ایمان به متن است و به ما می‌گوید که همه این‌ها را خودمان ساختیم و کازئوبون می‌گوید من یک شاهد بی‌طرف یا دیرباورهستم. اکو آدمی است که سرنوشت همه نظام‌های فکری را به عنوان یک شاهد نگاه می‌کند که چطور اینها به هم پیوند می‌خورند پس یک نوع شکاکیت بینامتنی در اکو وجود دارد به این دلیل که متن پایان ندارد. از نظراکو به آن حقیقت ناب صرف ، یقین حاصل کنیم چون وجود ندارد پس به همراه حقیقت بینامتنی ، شک بینامتنی هم وجود دارد. ما نه خوش باور و نه ناباور هستیم ما دیرباورهستیم .ما باید بدانیم که متن‌ها چگونه ساخته می‌شوند و نظام‌های فکری ، معنایی کلیات خود را در چنین وضعیتی اتخاذ می‌کنند؟. اگر به انتهای کتاب نگاه کنیم با تئوری برخورد می‌کنیم که می‌گوییم این تئوری خلاف تئوری ماکس وبراست.
  • به گفته اکو ، جهان مدرن جهان افسون زدا شده است و البته این نتیجه عصر روشنگری است. جهان مدرن همچون جهان قرون وسطی و قبل از آن یک جهان افسون زده یا خرافه زده است این خرافه زدایی و سیستم‌های معنایی که دائم در رمان بازتولید می‌شود وجود دارد. موزه و صومعه محل رمز، جادو و طلسم است و هر دو یک نوع سیستم فکری به همراه دارند. در قسمت‌های بعدی کتاب هم اگر شما بخواهید این خط را ادامه دهید می‌بینید که این سیستم‌ها چطور مدام تولید شدند و تا آخر کتاب هم ما قطعاتی از این موضوع را می‌خوانیم . لایه دیگری که در کار اومبرتواکو وجود دارد به نظرم تئوری اکو است و آن این است که بشرموجودی است که ازهمان ابتدا به دنبال محار نیروهای طبیعی بوده است. در کتاب قسمت‌هایی ازحقیقت وجود دارد که خیلی پنهان است.
  • ناخودآگاه بشر از دو بخش تشکیل شده است. نخست بخش فرهنگی و دیگری صورمثالی است. بخش فرهنگی یعنی هرکس در هر بخشی که به دنیا آمده است یک فرهنگ و نژادی هم در آن وجود دارد. در کتاب رد پای صورمثالی را می‌بینیم مانند مار، شیر، انرژی و خیلی چیزهای دیگر این‌ها از نظر اکو نیروهای طبیعی بودند که بشر از ابتدای خلقت یا از ابتدایی که خود را شناخته است و می‌خواست رابطه خود را با طبیعت تنظیم کند به دنبال مهار این نیروها بوده است و این نیروها یک سمبل‌هایی برای خود داشتند. این سمبل‌ها و نیروها در ذهن بشر وجود داشته پس ناخودآگاه ذهن بشر ترکیبی از این الگوهایی است که نیروی طبیعی در آن وجود داشته است و فرهنگ هم به همراه دایره بینامتنیت است. کتاب « آونگ فوکو» به ما می‌گوید که چه در اوایل قرون وسطی و چه درقرون جدید انسان به دنبال محارنیروها‌ی طبیعی است نیروهایی که در اطراف ما وجود دارد و او میل داشته که دائم براینها تسلط پیدا کند. یکی از این راه‌ها خرافه برای تسلط علم ودیگری علم جدید بوده است. در رمان « آونگ فوکو» دو سیستم وجود دارد که همه سیستم‌های باطنی و معنوی سعی کردند رمزهایی از حروف و اعداد بیاورند و کتاب به ما نشان می‌دهد که همه این‌ها به دنبال پیدا کردن یک نقطه هستند. چیزی که اکو در کتاب به ما می‌گوید این است که همه نظام‌ها، بشر و نظام‌های معنایی به دنبال پیدا کردن نیروها‌یی هستند که سلطه پیدا کنند. اگر ما همه این‌ها را کنار بگذاریم به این می‌رسیم که در آخر اکو به ما می‌گوید این راز وجود ندارد چون ما نتوانستیم بعد از چندهزار سال تمدن محل نیروها را پیدا کنیم. حرف انسان شناسی اومبرتواکو این است که ما باید از طریق جادو یا علم این نیروها را کشف کنیم. او به نیوتن و آنتوان لاووازیه و به همه دانشمندان اشاره می‌کند و می‌گوید این‌ها به دنبال کشف همان نیروها بودند. آخرین نکته‌ای که به آن اشاره می‌کنم این است ، در کتاب بین کامپیوتر و تورات یک سیلوجیسم یا قیاس شباهتی وجود دارد. تورات ، متن مقدس است که رمزعبوردارد و رمزعبور آن این است که شما ۶ کلمه یَهُوَه را چطوری بچینید. کامپیوتر، تولیدکننده متن است و اکو کامپیوتر را ماشین معنوی می‌داند. جالب این است که کامپیوتر ومتن مقدس به دنبال تملک آن نیروها‌ی نهفته در طبیعت هستند یعنی یک نوع بازگشت به همان مسئله جادو و علم است که هردو به دنبال تملک آن نیروها هستند و تفاوتی دررویکرد آنها به تملک آن نیروها وجود ندارد.
  • مسئله جام مقدس مسئله‌ای است که در این دو دهه اخیر خیلی مورد توجه قرار گرفته است. مسئله تولید متن ، نکته دیگری است که به نظرم در این کتاب جالب است. اکو در نیروی تولید متن به عشق اشاره می‌کند و می‌گوید تو دیگری را دوست داری و تنها در وجود دیگری و عشق به دیگری است که متن تولید می‌شود وگرنه آدم‌هایی که عشق به دیگری را ندارند سترون و نازا هستند. اومبرتواکو در جای دیگر کتاب « آونگ فوکو» به رابطه بین عشق و قدرت اشاره می‌کند. او می‌گوید همه آدم‌هایی که به دنبال قدرت و سلطه بر یکدیگرهستند شکستی بر عشق داشتند یعنی ناتوانی در دوستداشتن دیگری داشتند.
  • تلاش اکو غیر از داستان نویسی بازگشتی به متن است که تمدن‌ها را ساخته است. برای همین او اصرار دارد که متن‌ها را نام ببریم در صورتی که می‌توانست نام نبرد یا از محتوای آن استفاده کند. به نظرم این یک نوع بازگشت یا توجه است که به ما بگوید این متن‌ها وجود دارد این متن‌ها هستند که متن‌های بعدی را تولید کرده اند. بنابراین اکو خیلی اصرار دارد که ما به متن توجه کنیم. یک نوع آنالیزی در متن اکو دیده می شود از همه نام می‌برد و نمی‌خواهد بگوید که من آدم فاضلی هستم که همه اینها را می‌شناسم. او می‌خواهد بگوید که این لینک ارتباطاتی بین متون مسلمان‌ها ، یهودیان و مسیحیان و آدم های دیگر است و چیزهایی که این متون تولید کرده است همین است. بنابراین اصرار دارد ما به کتاب و متن برگردیم و به اصطلاح توجه کنیم و دلیل قطور شدن و این سیر و سفری که ما را با خود می‌برد همین است. من درس‌هایی از اکو یاد گرفتم و آن پیدا کردن همین سرنخ ها بود. اکو ما را ارجاع می‌دهد به یک دورانی و به اصطلاح متونی که به نظرم درس حقیقی است که ما به این متون توجه کنیم .

رضامترجم:

  • وقتی ترجمه‌های آثاراکو را شروع کردم انتظارنداشتم خواننده‌ای که آثاراو را دنبال می‌کند وجود داشته باشد. همه می‌گفتند این کارها سخت است و انتظار نداشته باش که کارهایت حتی به چاپ دوم برسد. کتاب نام گل سرخ بلافاصله درعرض چندماه دوباره چاپ شد.همانطور که ناشران انتظار داشتند کتاب بائودولینو دو هزار بار چاپ شد وفروش آن ۳ سال طول کشید البته مجله‌های روشنفکری به آن توجه نشان دادند ولی لزوما خوانده نشد. بعد از اینکه «آونگ فوکو» و «نام گل سرخ» منتشر شد از کتاب «بائودولینو» استقبال شد و به تدریج خواننده های جدی پیدا شد.
  • در کتاب نقل قولی از امام جعفرصادق هست و من وظیفه‌ی خود دانستم که نگذارم این نقل قول را ترجمه کنند. اومبرتواکو این حدیث را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است و من از انگلیسی به فارسی ترجمه کردم و حدیث امام جعفرصادق را در کتاب به کار بردم. اکو در کتاب «آونگ فوکو» به روال متون غربی می‌نویسد امام ششم جعفرصادق (ع) ولی ما «من قول صادق »می گوییم اما درکتاب سعی می‌کنم با اکو همراهی کنم. انتظاری که از خواننده اثار اکو برمی‌آید این است که اینها را برود و پیدا کند و روی آنها دقیق شود. اکو یک منظومه فکری منسجم دارد. برای اکو تئوری توطئه یکی ازبخش های کلیدی تفکراست و برای او خیلی اهمیت دارد.